آیا ترامپ حماقت بوش را تكرار می‌كند؟

نیكی‌هیلی، سفیر آمریكا در سازمان ملل كه از چهره‌های نزدیك به دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور كاباره‌ای آمریكا به شمار آمده و برای پشتیبانی از سیاست‌های جنجالی او از هیچ خوش‌رقصی فروگذار نمی‌كند.
به گزارش نما، رسول سنائی‌راد در هفته نامه صبح صادق نوشت: نیکی‌هیلی، سفیر آمریکا در سازمان ملل که از چهره‌های نزدیک به دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور کاباره‌ای آمریکا به شمار آمده و برای پشتیبانی از سیاست‌های جنجالی او از هیچ خوش‌رقصی فروگذار نکرده است،‌ با نمایش قطعاتی از آنچه که باقیمانده یک موشک شلیک شده از یمن به عربستان نامید، مدعی شده است، ایران سازنده موشک‌هایی است که در یمن و مناطق دیگر یافت می‌شود و این نقض قطعنامه صادر شده از سوی شورای امنیت سازمان ملل است؛ از این رو او این پرونده را به شورای امنیت سازمان ملل خواهد کشاند.

همزمان با این شوی سیاسی خانم نیکی‌هیلی، پارلمان اروپا نیز در بیانیه‌ای با تکرار اتهامات واهی، از ایران خواسته است وارد فعالیت‌های موشکی که نقض قطعنامه 2231 شورای امنیت سازمان ملل هستند، ‌نشود.

البته این ادعای خانم نیکی‌هیلی را مقامات نظامی آمریکا رد کرده‌اند که نشان‌دهنده شتابزدگی حامی سناریوهای جنایتکاران آل‌سعود و توجیه‌ساز سیاست‌های بدون منطق دونالد ترامپ برای ارائه ادعاهای فاقد هرگونه ارزش و اعتبار حقوقی است.

شاید ورود مقامات دفاعی و نظامی آمریکا به این عرصه ناشی از نگرانی آنها برای احتمال تکرار سناریوی حمله به عراق پس از ادعاهای واهی مقامات دولت بوش کوچک و همراهی تونی بلر، نخست‌وزیر وقت انگلیس باشد که با ادعای وجود تسلیحات کشتار جمعی‌ در سال 2003، حمله نظامی گسترده‌ای را به عراق صورت دادند که پیامد آن رسوایی‌هایی، چون آشکار شدن این دروغ بزرگ،‌ خسارت‌های سنگین مالی و نظامی برای مهاجمان و سپس شکل‌گیری نفرت از آمریکا و متحدان در منطقه غرب آسیا و همچنین گسترش تروریسم وحشتناکی بود که امروز تهدیدی برای کل جهان به حساب می‌آید. به عبارتی، حاصل آن دروغ و حماقت دوران بوش کوچک، بی‌اعتباری تاریخی برای آمریکا بوده که پیامدهای آن هنوز دامن‌گیر آمریکا و مالیات‌دهندگان آمریکایی و خانواده‌های نظامیان کشته شده است.

طرح چنین ادعایی آن هم در شرایطی که اعتراضات برآمده از اعلام قدس به پایتختی رژیم اشغالگر فلسطین از سوی دونالد ترامپ سطحی جهانی یافته و نفرت از آمریکا را به همه جهان اسلام و حتی بشریت گریزان از جنگ و ستیز گسترش داده، ‌می‌تواند نشان‌دهنده وجود اهداف چندگانه باشد که موارد ذیل مهم‌ترین آنها به شمار می‌آید:

1ـ جابه‌جا کردن تهدیدات در منطقه غرب آسیا و حتی عرصه جهانی با القای این ادعای کذب و نجات رژیم صهیونیستی و آل‌سعود که همواره در ایجاد جنگ و تروریسم نقش محوری داشته‌اند،پنهان سازی اشتباه ترامپ در معرفی قدس به پایتختی رژیم اشغالگر قدس و همچنین حمایت‌های آشکار از متجاوزان سعودی علیه مردم مظلوم یمن و حمایت‌های آل‌سعود از تروریسم وحشی و خشن داعشی موجب افتضاح و رسوایی کاخ سفید در افکار عمومی جهانیان شده است.

2ـ تشدید رقابت‌های نظامی در منطقه با طرح ادعاهای جنجالی و دوشیدن رژیم‌های وابسته که در نگاه کاخ سفید گاوهای شیری و فربهی تصور می‌شوند که مستعد عقد قراردادهای میلیاردی برای رونق کارتل‌ها و شرکت‌های بزرگ تسلیحاتی آمریکا و اروپا تا از این شرایط سودهای کلان بدست آورند.

3ـ فرسایش قدرت جمهوری اسلامی ایران و گرفتن توان بازدارندگی این کشور برای خنثی‌سازی نقش منطقه‌ای آن از یک‌سو و امکان تحمیل هرگونه فشار و خواسته‌های نامشروع یا تبدیل آن به کشوری مطیع و دنباله‌رو که همچون برخی کشورهای وابسته منطقه در صف متحدان آمریکا و غرب قرار گیرد.

4ـ تأثیرگذاری بر موازنه در منطقه پس از شلیک موشک‌های یمنی به عربستان و امارات و آشکار شدن علایم شکست آمریکا و متحدان آن در یمن که پیش از این در سوریه و عراق تجربه کرده بودند.

حال آنکه جمهوری اسلامی ایران با داشتن تجربه سرنوشت عراق و لیبی که خلع سلاح مقدمه تجاوز به این کشورها شد و همچنین نتیجه سیلی موشکی به تروریست‌های تکفیری که موجب توقف تهاجم آنان و یأس حامیان منطقه‌ای‌شان شد، هیچ‌گاه اجازه مداخله بیگانگان در قدرت دفاعی موشکی خود را نخواهد داد و این شوی آمریکایی موجب نجات آل‌سعود از باتلاق یمن نخواهد شد.

اگر ادعای خانم هیلی صحت هم ‌داشت، ‌هیچ‌گاه نمی‌توانست همراهی و شراکت مستقیم آمریکا با آل‌سعود، رژیم صهیونیستی و داعش را در جنایت علیه بشریت توجیه کند. تجاوزات جنایتکارانه صهیونیست‌ها و آل‌سعود با هواپیماهای آمریکا و تسلیحات اهدایی کاخ سفید به این جانیان صورت می‌گیرد و شکل‌گیری تروریسم وحشی داعشی در سایه سیاست‌های اشتباه کاخ سفید و استفاده ابزاری آمریکا از تروریست‌ها برای جنگ نیابتی در منطقه غرب آسیا بوده است.

آخر اینکه جمهوری اسلامی با تجربه‌ای که از برجام کسب کرده است، ‌هیچ‌گاه به چاه برجام‌های بعدی نخواهد افتاد و از این رو تقسیم‌ کار اتحادیه اروپا با ترامپ در اتخاذ سیاست‌های فشار برای کشاندن توان موشکی کشورمان به عرصه معاملات سیاسی بر جمهوری اسلامی مؤثر نخواهد بود و از قبل بیهوده و شکست‌خورده تلقی می‌شود. مسلماً اصرار به تداوم چنین سیاستی تنها نفرت ملت بزرگ ایران اسلامی از آنان را افزایش خواهد کرد و به بی‌اعتمادی بیشتر دامن خواهد زد
ثبت: ۱۳۹۶/۹/۲۷