ارسال به دوستان

اختصاصی نما:

نسل امید بخش انقلاب اسلامی

من به جوان امروز درصورتی‌كه انگیزه و ایمانش درست باشد، اعتمادم و امیدم بیشتر است تا به جوان آن روز. شماها آن جوان امروز هستید. آینده مال شماها است. این مملكت مال شماها است. هرچه می‌توانید خودتان را بسازید، هم از لحاظ فكری بسازید، هم از لحاظ ایمانی بسازید؛ هم فكر را درست كنید، هم ایمان و دل را درست كنید. با خدا اُنس داشته باشید، اگر می‌توانید، تا آنجایی كه می‌توانید، نماز شب بخوانید؛ نماز را خوب بخوانید، با توجّه بخوانید، قرآن را بخوانید. اینها چیزهایی است كه می‌تواند جای این شهدا را پر كند؛ این كارها لازم است. من به شماها بیشتر امید دارم، به همین جوانِ نسل شما؛ [البتّه] اشخاص شما را نمیخواهم بگویم، چون آشنایی ندارم، امّا به این نسل من بیشتر اعتماد دارم و بیشتر امید دارم تا آن

حمیدرضا ترقی- شماها جوانید، شماها نسل سوّمید؛ اوّلاً جوان این نسل، جوان نسل سوّم، از جوان نسل اوّل امیدبخش‌تر است درصورتی‌که بتواند ایمانش را حفظ کند. جوان نسل اوّل، کسانی بودند که از روی احساسات، از روی هیجان [کار کردند]؛ احساسات بود، احساسات خوبی هم بود و همان احساسات کار کرد، یعنی یک نظام کهن را سرنگون کرد و اسلام را رو آورد؛ این را ما کوچک نمی‌گیریم، امّا غالباً دانه‌دانه‌ی افراد ــ نمی‌گویم همه ــ از روی احساسات لانه‌ی جاسوسی را آن روز رفتند و با شجاعت تمام گرفتند، امّا بعداً رفتند با آمریکایی‌ها صحبت کردند و عذرخواهی کردند؛ این ناشی از چیست؟ ناشی از کم‌عمق بودنِ آن انگیزه است. آن انگیزه متّکی به یک زیرساخت محکم نبود؛ انگیزه بود، امّا زیرساختش محکم نبود. جوانهای امروز ــ [هرچند] بعضی [از آنها] هستند که بی‌خیال در خیابان راه می‌روند؛ زمان جنگ هم بودند، نه اینکه نبودند ــ امّا آن [جوانی] که دنبال وظیفه می‌رود، می‌فهمد چه‌کار دارد می‌کند. یک نمونه‌اش همین حججی است و صدها نمونه، بلکه هزارها نمونه از این قبیل وجود دارد.
24/10/96بیانات در دیدار خانواده‌ی شهید ییلاقی


نسل های انقلاب اسلامی

انقلاب اسلامی از ابتدای شکل گیری تا کنون، با چهار نسل مواجه بوده که عبارتند از:
1. نسل اول، افرادی هستند که در سال 1342 جوان بودند و بخشی از عمر خود را صرف مبارزه با استبداد رژیم منفورسابق کردند و به همراه امام (ره)، باعث به وجود آمدن انقلاب اسلامی شدند و جمهوری اسلامی را تشکیل دادند. این نسل را که می توان فداکارترین مجموعه وفادار به آرمان های انقلاب نام نهاد، در دشوارترین روزهای انقلاب، مدیریت جامعه را بر عهده گرفتند و با وجود چالش ها و توطئه های گوناگون، موفق شدند انقلاب را از مسیر انحراف نجات دهند.
2. نسل دوم که پرورده نسل اول است، کسانی هستند که موتور حرکت انقلاب اسلامی بودند و جنگ تحمیلی را اداره کردند و با کمترین امکانات، توانستند بر ارتش مزدور صدام پیروز شوند و حماسه های جاودانه ای از خود به یادگار بگذارند و در واقع، نسل انقلاب و جنگ نام دارند. این افراد، کسانی هستند که تجربه پیروزی انقلاب 1357 را دارند و با تجربه جنگ، وارد میدان سازندگی شده، در ارائه طرح های کلان عمرانی که کشور، پس از جنگ به آنها نیاز داشت، ساختار مدیریتی نظام را بر عهده گرفتند و در حال حاضر، اکثر مسئولان و مدیران جامعه، از این نسل هستند.
3. نسل سوم، فرزندان نسل دوم هستند و تجربه قبل از انقلاب و جنگ را ندارند.
4. نسل چهارم، فرزندان نسل سوم هستند. اینها نسلی هستند که در واقع، در آینده، تبدیل به نسل خواهند شد و در حال حاضر، کودک هستند و تقریباً ده سال دیگر، در عرصه اجتماع، ظاهر خواهند شد.


ویژگی های نسل سوم

وضعیت کلی جوانان کشور، نشان می دهد که 70 درصد جمعیت جامعه، زیر 30 سال هستند و 35 درصد از آنها، در گروه سنی جوانان قرار دارند. اگر سن جوان را بین 15 تا 28 سال تعریف کنیم، 25 میلیون جوان داریم که به عنوان یک سرمایه بسیار عظیم، بخش مهمی از جامعه کنونی را شکل داده، 20 سال آینده نیز در اختیار همین جوانان نسل سوم انقلاب می باشد. از این رو، شناخت صحیح این نسل و ویژگی های آن، از اهمیت فوق العاده ای برخوردار بوده، ضرورت توجه به آن را در بخش های سیاست گذاری و اجرایی کشور، خاطرنشان می سازد.
در یک دسته بندی، ویژگی های نسل سوم عبارتند از:
1. به لحاظ شخصیتی، هویتی شکل یافته تر و مستقل تر دارد.
2. در توجه به مظاهر دینی، گزینش گرست؛ مظاهر اساسی را ترجیح می دهد و بیش از آن که به مظاهر دینی تکیه کند، به جوهر و گوهر دین تکیه دارد.
3. بیشتر ترجیح می دهد آن طوری که هست، دیده شود و کمتر به پنهان کاری در رفتارها تمایل دارد.
4. با خوش بینی، به تعامل با جهان و فرهنگ های مختلف می اندیشد.
5. بیشتر واقع گراست و طرح و برنامه های فردی و اجتماعی را بیشتر از نسل گذشته، با ملاک های در دسترس بودن، عملی بودن و راهگشا بودن، می سنجد.
6. برخلاف بعضی برداشت های جامعه شناسی سیاسی، این نسل، بر اساس تجربه های تاریخی، به جدایی دین از سیاست، تمایل نشان نخواهد داد؛ بلکه به تعدیل ارتباط آن دو، تمایل دارد.
7. از سیاست زدگی، گریزان است و بدون آن که وابستگی جناحی به احزاب و افراد سیاسی داشته باشد، خودجوش در جهت تداوم انقلاب اسلامی گام برمی دارد و بدون درگیری در مجادلات سیاسی، به رشد، توسعه و خدمت گزاری به مردم، همت می گمارد.
8. تمایل زیبایی شناختی و هنری این نسل، در مقایسه با نسل قبل، بیشتر است.
9. صمیمی تر و راحت تر با دیگران معاشرت می کند.
10. ویژگی دیگر این نسل، پویایی و روحیه انتقادگری است که در مقابل انحرافات احتمالی و کجروی ها، به سرعت از خود واکنش نشان می دهد و بدون توسل به خشونت، خطاها را اصلاح می کند.
11. مدار حرکت این نسل، بر شناخت و تجزیه و تحلیل حوادث سیاسی جهان، موضع گیری صحیح و مقابله سریع با تهدیدات بیگانگان استوار است. شرایط جهانی، انفجار اطلاعاتی و گردش سریع اطلاعات، پویایی و قدرت تحلیل بالایی به این نسل بخشیده است.
12. نسل سوم، میزان تبعیت و تأثیرپذیری اش از دیگران، بسیار بالاست و در نتیجه، احتیاج به الگوی مناسب دارد.
13. این نسل، به فرهنگ و سنت های ایرانی علاقه مند و به دین و اخلاق خود پای بند است و ابعاد فرهنگی، هنری و زیباشناختی فرهنگ ایرانی، برای آنها بسیار جذابیت دارد.
 
 نسل سوم و انقلاب اسلامی

بررسی واقعیات موجود پیرامون نسل های انقلاب اسلامی، مبیّن این نکته مهم است که بخشی از تفاوت های موجود بین نسل ها، کاملاً طبیعی است. آرمان ها، نیازها و احساسات نسل جوان هر جامعه ای، با نسل پیش، متفاوت است. معمولاً نسل‌های جدید، بخش‌هایی از دیدگاه های نسل های قبلی را تعدیل می کنند یا تغییر می دهند و برخی مواقع این تغییر و تعدیل‌ها، بسیار جدی است. این تفاوت، اگر به درستی شناخته شود و با شیوه های صحیح با آن برخورد گردد، نه تنها عارضه ای به دنبال نخواهد داشت، بلکه موجب پختگی و ارتقای نسل های آینده خواهد شد. بخش دیگری از این فاصله، نه تنها طبیعی که مطلوب است و نشانه تحول خواهی، نوگرایی و سرزندگی نسل جوان می باشد. از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرزندان خود را نه برای امروز، بلکه برای بیست سال آینده تربیت کنید؛ یعنی در واقع، بیست سال بعد، مانند امروز نخواهد بود و فضای معنایی بیست سال بعد نیز با فضای معنایی امروز، تفاوت خواهد داشت، بنابراین، دگرگونی در نسل های جدید، تا حد زیادی طبیعی خواهد بود؛ اما اگر شکاف نسل ها را به معنی انقطاع و انقلاب نسل ها بدانیم، به این معنی که پدیده نسل ها در شرایط خاص، دچار دگردیسی ناگهانی شود و این دگردیسی، به گونه ای باشد که بتوان از کلمه انقلاب در نسل ها استفاده کرد که در آن، تمام مفاهیم، گزاره ها، سلیقه ها و...، به طور ناگهانی تغییر می یابند و در آن صورت، به قطع می توانیم ادعا کنیم که تحقق این امر، یک واقعیت نیست؛ بلکه یک توهّم است؛ زیرا انقلاب در نسل ها، زمانی است که هنجارها و ارزش های قدیمی، در حال از بین رفتن باشند و ارزش های جدید نیز وجود نداشته باشند و در این حال، جامعه دچار انقلاب می شود و این امر، در جمهوری اسلامی، قابل تصور نخواهد بود. مقام معظم رهبری در تبیین رابطه نسل سوم با انقلاب اسلامی می گوید:
«یکی از حرف هایی که امروز محور جنگ روانی دشمن است - که لازم است آن را بگویم - این است که می گویند نسل سوم انقلاب، از ایده های انقلاب جدا شده است؛ بعد به دنبالش یک فلسفه هم می گذارند؛ مثل همه فلسفه های قلابی و دروغین و جعلی که فقط برای توجیه، یک حرف دروغ و غلط درست می کنند تا کسی جرأت نکند بگوید این حرف غلط است. می گویند این حرف، متکی به یک فلسفه است! آن فلسفه چیست؟ آن فلسفه این است که همواره در همه انقلاب ها، نسل سوم از آن انقلاب رو برگردانده اند! حرف دروغ، حرف غلط، حرف چرند! کدام انقلاب ها را می گویید؟


 دوچالش فراروی نسل سوم انقلاب

نسل سوم که پس از انقلاب اسلامی متولد شده و اکنون با پشت سر گذاشتن دوران کودکی و نوجوانی از هویت خود پرسش می کند، در شناخت انقلاب اسلامی با دو مشکل جدی مواجه است:
1. توان مقایسه پیش و پس از انقلاب را جز با استفاده از منابع تاریخ معاصر ندارد;
2. 2. بار مشکلات و دشواری‌های سال‌های پس از انقلاب را از دوران کودکی تاکنون متحمل شده است. بنابراین، حق دارد که در آرمان‌های انقلاب تردید کند و به این سو و آن سو نظر اندازد و این پرسش را پیش بکشد که آیا سبک بهتری برای زندگی و الگوی کارآمدتری برای حکومت وجود ندارد؟

این تردید، و پرسش‌ها نمود فاصله ای است که نسل سوم از انقلاب اسلامی یافته; فاصله ای که اساس آن تاریخی است ولی به علت مشکلات جدی در نهاد تعلیم و تربیت و ناتوانی جمهوری اسلامی ایران در جامعه پذیر کردن نسل سوم با آن مواجه هستیم.
در اینجا پرسش ما از فاصله نسل‌ها نیست، بلکه مسئله اصلی فاصله نسل سوم از انقلاب اسلامی است. فاصله نسل‌ها همیشه و در همه جوامع بوده است، هرچند در بعضی از خانواده‌های جامعه امروز ما نیز ممکن است فاصله نسل سوم از انقلاب فاصله نسلی هم باشد; مانند خانواده ای مذهبی که فرزندشان متعهد نیست. در مواردی هم ممکن است فاصله نسلی باشد ولی فاصله از انقلاب نباشد; مثلا خانواده ای مذهبی با تحصیلات معمولی که فرزندانشان آن عقاید را پذیرفته اند ولی تحصیلات عالی دارند. بنابراین، می توان گفت: شاخص‌های فاصله نسل‌ها با شاخص‌های فاصله از انقلاب متفاوت است. یکی از تفاوت‌های این دو مسئله آن است که می توان فاصله از انقلاب را نه تنها به نسل سوم، بلکه به کل جامعه تعمیم داد. جوانان به عکس بزرگسالان که هویت اجتماعی تثبیت شده دارند و در شرایط زندگی جا افتاده اند، در جستوجوی هویت اند و از خویش و از جامعه پرسش می کنند تا از خود و جامعه خود تصور درستی پیدا کنند. از این رو، اگر پاسخ درست و کافی به آنان داده نشود از ارزش‌ها و آرمان‌ها و حتی تاریخ خود فاصله پیدا می کنند. امروزه در جامعه ما که عوامل وابستگی به ویژه در حوزه فرهنگ به صورت همجمه فرهنگی عمل می کند، این مسئله بسیار اهمیت پیدا کرده و پرداختن به آن ضروری است تا با یافتن علت این فاصله و راه‌های نزدیک سازی نسل سوم به انقلاب، هویت اجتماعی و منافع و مصالح ملی و دینی را حفظ و تأمین کنیم.


قشربندی هنجاری نسل سوم

پژوهش‌های مفصل میدانی و مصاحبه با گروه‌های مختلف جوانان نشان می دهند که می توان آن‌ها را در یک قشربندی چهارگانه از لحاظ فاصله با انقلاب اسلامی گنجاند:1
1. نزدیک ترین قشر از نسل سوم به انقلاب اسلامی کسانی هستند که هنجارهای عالی انقلاب را که مبتنی بر اندیشه‌ها و ارزش‌های بنیادین انقلاب اسلامی است پذیرفته اند و خواهان دگرگونی هنجارهای نهادمند جامعه و هماهنگ سازی آن‌ها با هنجارهای عالی انقلاب می باشند. گروه مرجع این قشر معمولا شهدا و مردان بزرگ تاریخ ایران اند که تقوا و معرفت و مبارزه با ظلم و استکبار را باهم جمع کرده و نام نیک از خود بر جای گذاشته اند. این قشر که مثل سایر قشرها متأثر از خانواده‌های خود هستند، معمولا از جوانان بسیجی یا جوانانی که با گونه‌های مختلف در فعالیت‌های اجتماعیوفرهنگی مشارکت می کنند، تشکیل شده و به طورکلی به تحصیلوورزش و حضور در مراسم مذهبی علاقه مندند. توجه به آینده جامعه یکی از ویژگی‌های عمومی آن هاست.
2. . قشر دیگر هنجارپذیران دوگانه اند; یعنی کسانی که هم هنجارهای عالی را پذیرفته اند و هم هنجارهای نهادمند را، اما برای تحول آن‌ها احساس ضرورت نمی کنند و هرجا که تضادی در میان آن‌ها باشد با ملاحظه منافع شخصی از آن می گذرند. این گروه بیشتر به فکر آینده خود هستند و به حسب شرایط اموری را دنبال می کنند که فکر می کنند به نفع شان است; درس یا کار تفاوتی نمی کند، ممکن است ترک تحصیل کرده و دنبال یک کار خوب اقتصادی بروند و یا همزمان با کار به تحصیل ادامه دهند. گروه مرجع اینان معمولا مسئولان هستند. وقتی تضادهای زندگی شان را گوشزد می کنید، به تضادهایی که در جامعه وجود دارند اشاره می کنند که در عین حال مسئولان و مدیران جامعه که خود را مقیّد به هنجارهای عالی می دانند از آن‌ها می گذرند. هنجارپذیران دوگانه به هنجارهای نهادمند ملتزم هستند و معیار سنجش رفتار خود را در مسئولان یافته اند.
3. . گروه سوم هنجارپذیران غربگرا هستند که اساساً هنجارهای عالی انقلاب را نپذیرفته و هنجارهای نهادمند را به گونه ای غربی تفسیر می کنند و مایل به هماهنگی هرچه بیشتر با غرب هستند. گروه مرجع این‌ها روشن فکران غربگرا هستند. آنان معمولا در خانواده‌های مرفّه و فرنگ دیده زندگی می کنند. این گروه با اینکه اذعان می کنند آینده جامعه برایشان اهمیت دارد، اما چندان احساس همبستگی با جامعه نمی کنند و بیشتر به فکر پیشرفت انسان در فنّاوری و فضای تمدّن غربی هستند و اگر جامعه ایران خود را با آن منطبق نسازد خود را بیشتر عضوی از جامعه غربی می دانند تا جامعه ایران.
4. . چهارمین گروه، هنجارگریزان هستند که نه هنجارهای عالی را می پذیرند و نه هنجارهای نهادمند را و به نوعی بی قیدی و بی دولتی اقبال میورزند. گروه مرجع آن‌ها گروه‌های مبتذل جوانان غربی است و بیشتر به حال می اندیشند تا به آینده. به درس و کار رغبتی ندارند و از زندگی چیزی نمی خواهند به شرط اینکه خوشی از ساعتشان فراهم باشد. در غیر این صورت، با زمینوزمان دشمن اند. در این گروه انحرافات اجتماعی و اخلاقی زیاد به چشم می خورد.


مقایسه قشرهای نسل سوم

فاصله این چهار قشر از انقلاب اسلامی به همان ترتیبی است که ذکر شد; زیرا هنجارپذیران انقلابی که می توان آن‌ها را گروه ایده آلیست نامید، اندیشه‌ها و ارزش‌های اساسی انقلاب را پذیرفته اند و اگر مشکلی دارند با عوارضی است که گریبانگیر جامعه اسلامی شده است; برای مثال، اگر انتخاباتی باشد آن‌ها بی تردید شرکت در آن را مهم و بلکه تکلیف تلقّی می کنند، هرچند که ممکن است به بعضی از ناهماهنگی‌های آن با هنجارهای عالی انتقاد داشته باشند; مثلا، نحوه تبلیغات برخی کاندیداها را نپسندند.
اما هنجارپذیران دوگانه که گروه رئالیست هستند، تا حدی به هنجارهای عالی انقلاب آشنایی دارند، ولی چون شناخت شان کافی نیست نسبت به آن التزام کامل ندارند. برای نمونه، به نظر این قشر، انتخابات چیز خوبی است و سعی می کنند در آن شرکت کنند، ولی اسراف اقتصادی و بی اخلاقی سیاسی را هم از لوازم طبیعی آن به حساب می آورند.
هنجارپذیران غربگرا یا گروه مدرنیست اساساً شناختی از هنجارهای عالی انقلاب ندارند. مطالعات میدانی نشان می دهند همه آن‌ها حقیقت انقلاب را درست درک نکرده و حتی تصوری از هنجارهای عالی انقلاب اسلامی ندارند. برای نمونه، تلقّی آن‌ها از انتخابات یا فریبی برای ظاهرسازی حکومت اسلامی است و یا مبنایی برای مشروعیت مردمی است که البته باید با مبانی دموکراتیک منطبق شود و در غیر این صورت، آنچه در جامعه ماست یک انتخابات واقعاً دموکراتیک نیست. به نظر می رسد که بسیاری از افراد این قشر با مباحث فکری مناسب و آشنا شدن با حقیقت و هنجارهای انقلاب به گروه اول نزدیک شوند.
در نهایت، هنجارگریزانند که به نوعی آنارشیست هستند و نیاز به تربیت و حتی تنبیه جدّی دارند. این‌ها اگر بخواهند به موضوعی مثل انتخابات توجه کنند، در نهایت، آن را نوعی بازی می دانند که دیگران برندگان آن خواهند بود.
رهبر معظم انقلاب اسلامی در سال 88 فرمودند :
با دستور نمی‌شود ملتی را، جوانانی را وادار کرد به ایستادگىِ در یک میدان دشوار. باید انگیزه از دل بجوشد؛ آن هم انگیزه‌ ناشی از ایمان. این در جوانهای ما امروز به حد کافی وجود دارد؛ من با اطلاع عرض می‌کنم، با آشنائی با نسل جوانمان و قشر جوانمان عرض می‌کنم: امروز جوانهای ما از آن روزی که در سال ۵۷، رژیم پهلوی – رژیم دست‌نشانده آمریکا – به جوانان ما تو همین خیابانها حمله کرد و خون آنها را ریخت، انگیزه‌یشان بیشتر است و کمتر نیست.
از آن روزی هم که یک عده جوان رفتند سفارت آمریکا را که مرکز و پایگاه توطئه‌ علیه انقلاب شده بود تسخیر کردند، امروز جوانان ما انگیزه‌شان کمتر نیست؛ اگر بیشتر نباشد. علت هم واضح است؛ چون سی سال تجربه، متراکم در تاریخ این ملت ثبت شده است. ذهن بیدار جوان، چشم باز جوان، ولو آن روزها را ندیده است؛ اما این تجربه‌ها را تحویل میگیرد. نسل به نسل تجربه‌های یک ملت غنیتر، عمیق‌تر و مفیدتر میشود. پس جوانان امروز ما از لحاظ انگیزه هیچی کسر ندارند. صرف‌نظر از یک عده انقلابی فرسوده‌ پشیمان که به دلائل گوناگون، زندگی راحت را، سازش را ترجیح دادند، یا به ساز دشمن رقصیدن را عیب ندانستند، جوانِ کشور، توده‌ ملت که اکثریت هم جوان هستند، این انگیزه‌ عمیق را دارند. من به شما عرض کنم: اگر امروز حادثه‌ای مثل جنگ تحمیلی که در سال ۵۹ پیش آمد، در کشور ما بُروز کند، هجوم جوانان به جبهه و داوطلبی آنها برای مواجهه‌ با دشمنِ آشکار و رو به رو، از سال ۵۹ و ۶۰ بمراتب بیشتر خواهد بود. ۱۳۸۸/۰۸/۱۲


 شروط امیدبخش بودن نسل سوم

من به جوان امروز درصورتی‌که انگیزه و ایمانش درست باشد، اعتمادم و امیدم بیشتر است تا به جوان آن روز. شماها آن جوان امروز هستید. آینده مال شماها است. این مملکت مال شماها است. هرچه می‌توانید خودتان را بسازید، هم از لحاظ فکری بسازید، هم از لحاظ ایمانی بسازید؛ هم فکر را درست کنید، هم ایمان و دل را درست کنید. با خدا اُنس داشته باشید، اگر می‌توانید، تا آنجایی که می‌توانید، نماز شب بخوانید؛ نماز را خوب بخوانید، با توجّه بخوانید، قرآن را بخوانید. اینها چیزهایی است که می‌تواند جای این شهدا را پر کند؛ این کارها لازم است. من به شماها بیشتر امید دارم، به همین جوانِ نسل شما؛ [البتّه] اشخاص شما را نمیخواهم بگویم، چون آشنایی ندارم، امّا به این نسل من بیشتر اعتماد دارم و بیشتر امید دارم تا آن (نسل قبلی)
امیدواریم نسل سوم این امیدواری رهبر عزیز انقلاب را به پایبندی خود به آرمانهای انقلاب نشان دهند.



ثبت: ۱۳۹۶/۱۱/۱۹

نظرات کاربران
نام :
پست الکترونیک:
نظر شما:
کد امنیتی:
Captcha