آخرین اخبار
ارسال به دوستان

بخش هایی از سیره اجتماعی و سیاسی امام حسن مجتبی(ع)

شبیه ترین خلق به رسول خوبی ها

در پانزدهمین روز از ماه مبارك رمضان سال سوم هجرت فرزند فاطمه زهرا (س) چشم به جهان گشود. همان كسی كه پیامبر اكرم (ص) درباره اش فرمود: «أشبهتَ خَلقی و خُلقی» ای حسن [جان]، تو از جهت آفرینش (صورت) و اخلاق (سیرت و رفتار) شبیه من هستی.

در پانزدهمین روز از ماه مبارک رمضان سال سوم هجرت فرزند فاطمه زهرا (س) چشم به جهان گشود. همان کسی که پیامبر اکرم (ص) درباره اش فرمود: «أشبهتَ خَلقی و خُلقی» ای حسن [جان]، تو از جهت آفرینش (صورت) و اخلاق (سیرت و رفتار) شبیه من هستی.

همچنین آن حضرت درباره اش فرمود: «اگر قرار بود عقل به صورت انسانی مجسم شود، همانا به صورت حسن بن علی (ع) جلوه می کرد.»

جایگاه علمی
درباره ابعاد علمی و صفات پسندیده اخلاقی مانند تواضع، جود و بخشش، کرامت، سخاوت، علم و دانش و شجاعت نقل های تاریخی فراوانی وجود دارد. اما برخی ابعاد وجودی آن امام ناشناخته مانده اند. از جمله در روایتی حسن بصری در مورد سیاست از امام مجتبی(ع) سوال می کند، حضرت چنان با بیان شیرینو کلمات زیبابه او پاسخ می دهد که که هر خواننده ای با شنیدن آن به وجد می آید:

«سیاست آن است كه حقوق خداوند و حقوق زنده ها و حقوق مرده ها را رعایت كنی. اما حقوق خداوند، پس عبارت است از انجام آنچه كه خواسته خداوند است و پرهیز از آنچه كه او نهی كرده است.

و اما حقوق زنده ها آن است كه به وظیفه خود در برابر برادرانت عمل كنی و از خدمت امت خویش بازنمانی و تا زمانی كه ولی امر مسلمین با امت خود صادق است، با او صادق باشی و هنگامی كه وی از راه راست منحرف شد، عقیده ات را رو در روی او اظهار كنی.

و اما حقوق مردگان: این است كه نیكی های آنان را یاد كنی و از بدی هاشان چشم بپوشی، چرا كه آن ها را پروردگاری است كه از آنان حساب كشی می كند.» (تنبیه الخواطر و نزهة النواظر، ج 2ص 301)

حالات عجیب حضرت هنگام وضو
مرحوم شیخ صدوق در کتاب امالی به سند خود از امام صادق (ع) روایت کرده که آن حضرت فرمود: «حسن بن علی (ع) عابدترین مردم زمان خود و زاهدترین آنها و برترین آنها بود، و چنان بود که وقتی حج به جای می آورد، پیاده به حج می رفت و گاهی نیز پای برهنه راه می رفت.»

و چنان بود که وقتی یاد مرگ و قبر و قیامت و بعث و نشور می کرد می گریست. هر گاه به یاد توقف در پیشگاه خدای تعالی در محشر می افتاد، فریادی می زد و روی زمین می افتاد. چون به نماز می ایستاد بندهای بدنش
می لرزید، و چون نام بهشت و جهنم نزد او برده می شد مضطرب و نگران می شد و از خدای تعالی رسیدن به بهشت و دوری از جهنم را درخواست می کرد و هرگاه در وقت خواندن قرآن به جمله «یا ایها الذین آمنوا»می رسید می گفت: «لبیک اللهم لبیک»

از روضه الواعظین فتال نیشابوری روایت کرده که گوید: «حسن بن علی (ع) چنان بود که چون وضو می گرفت بندهای استخوانش به هم می خورد و رنگش زرد می گشت، و چون سببش را پرسیدند فرمود: هر کس که در پیشگاه پروردگار بزرگ می ایستد باید این گونه باشد که بندهایش به هم بخورد و رنگش زرد شود. چون بر در مسجد می رسید، سرش را بلند کرده و می گفت: خدایا میهمانت بر در خانه توست، ای نیکوکار! بدکار به درب خانه ات آمده، پس از زشتی هایی که نزد من است به خوبی هایی که نزد تو است درگذر، ای بزرگوار!»

ملا محمد باقر مجلسی در بحار الانوار از برخی کتابهای مناقب معتبره به سندش از مردی به نام نجیح روایت کرده که گوید:

حسن بن علی (ع) را دیدم که غذا می خورد و سگی نیز در پیش روی او بود که آن حضرت هر لقمه ای که می خورد لقمه دیگری همانند آن را به آن سگ می داد.من که آن منظره را دیدم به آن حضرت عرض کردم: اجازه می دهی من این سگ را با سنگ بزنم و از سر سفره شما دور کنم؟در جواب من فرمود:

«او را بحال خود واگذار که من از خدای عز و جل شرم دارم که حیوان روح داری در روی من نگاه کند و من چیزی بخورم و به او نخورانم!»


اشعار زیبای منسوب به امام

از کتاب سیر اعلام النبلاء ذهبی-یکی از دانشمندان اهل سنت- از ام موسی روایت شده که گفته: رسم امام حسن (ع) آن بود که چون به بستر خواب می رفت، سوره کهف را می خواند و می خوابید. شیخ صدوق در کتاب امالی به سندش از امام رضا (ع) روایت کرده که فرمود: چون هنگام وفات امام حسن (ع) رسید، گریست!به آن حضرت عرض شد: چگونه
می گریی با اینکه مقام شما نسبت به رسول خدا (ص) آنگونه است؟ و رسول خدا (ص) درباره شما آن سخنان را فرمود؟ و بیست مرتبه پیاده حج به جای آورده ای و سه بار مال خود را با خدا تقسیم کرده ای؟

امام در پاسخ فرمود:«من به دو جهت
می گریم یکی برای دهشت از روز قیامت و دیگری برای فراق دوستان.»

این اشعار را نیز ابن آشوب و دیگران در
بی اعتباری دنیا و زهد در آن از آن حضرت روایت کرده اند:

قل للمقیم بغیر دار اقامة

حان الرحیل فودع الاحبابا

ان الذین لقیتهم و صحبتهم

صاروا جمیعا فی القبور ترابا

بگو بدانکه رحل اقامت به سرای ناپایدار افکنده، زمان کوچ نزدیک شد با دوستان وداع کن.آنها که دیدار کردی و همدمشان بودی همگی در گورها به خاک تبدیل شدند.

یا اهل لذات دنیا لا بقاء لها

ان المقام بظل زائل حمق

ای لذت طلبان دنیای ناپایدار براستی که جای گزیدن در سایه ناپایدار حماقت است.

لکسرة من خسیس الخبز تشبعنی

و شربة من قراح الماء تکفینی

و طرة من دقیق الثوب تسترنی

حیا و ان مت تکفینی لتکفینی

براستی که یک تکه نان عادی مرا سیر کند، و یک شربت آب معمولی مرا کفایت کند.و یک قطعه از پارچه نازک در زمان حیات مرا بپوشاند و اگر مردم نیز برای کفنم کفایت کند.

داستان آزادی غلام جوانمرد و اهدای باغ به او
این داستان جالب را ابن کثیر از علمای اهل سنت در البدایة و النهایة روایت کرده که امام غلام سیاهی را دید که گرده نانی پیش خود نهاده و خودش لقمه ای از آن می خورد و لقمه دیگری را به سگی که آنجا بود می دهد.

امام که آن منظره را دید بدو فرمود: انگیزه تو در این کار چیست؟ پاسخ داد:از او شرم دارم که خود بخورم و به او نخورانم!

امام به او فرمود: از جای خود برنخیز تا من بیایم! سپس به نزد مولای آن غلام رفت و او را با آن باغی که در آن زندگی می کرد از وی خریداری کرد، آنگاه آن غلام را آزاد کرده و آن باغ را نیز به او بخشید!


نامه پر برکت

ابراهیم بیهقی، یکی از دانشمندان اهل سنت، در کتاب المحاسن و المساوی روایت کرده که مردی نزد امام حسن(ع)آمده و اظهار نیازی کرد، امام به او فرمود: برو و حاجت خود را در نامه ای بنویس و برای ما بفرست ما حاجتت را برمی آوریم.

آن مرد رفت و حاجت خود را در نامه ای نوشته برای امام ارسال داشت، و آن حضرت دو برابر آنچه را خواسته بود به او عنایت فرمود.شخصی که در آنجا نشسته بود عرض کرد:به راستی چه پر برکت بود این نامه برای این مرد ای پسر رسول خدا! امام فرمود:برکت او زیادتر بود که ما را شایسته این کار خیر و بذل و بخشش قرار داد، مگر ندانسته ای که بخشش و خیر واقعی، آن است که بدون سؤال و درخواست باشد، و اما آنچه را پس از درخواست و مسئلت بدهی که آن را در برابر آبرویش پرداخته ای.
ثبت: ۱۳۹۷/۳/۱۰

نظرات کاربران
نام :
پست الکترونیک:
نظر شما:
کد امنیتی:
Captcha