سیدمصطفی میرسلیم در گفتگو با نما:

شایسته سالاری مانع ركود تولید می شود

شرط كافی را می توان در یك واژه خلاصه كرد: شایسته سالاری؛ انتخاب مدیر شایسته در مجموعه های بزرگ رمز موفقیت است و در بنگاههای كوچك یا خانوادگی و یا شخصی،جامع نگری و دوراندیشی و قابلیت كارآفرینی مانع ركود تولید می شود.
به گزارش نما ، مقام معظم رهبری شعار سال سال 98 را بار دیگر  با  محوریت اقتصاد به اسم رونق تولید نامگذاری کردند. شعاری که اگر محقق شود بسیاری از مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم حل خواهد شد.
با توجه به این موضوع در خصوص زمینه ها و چگونگی تحقق شعار سال 98 با مهندس سیدمصطفی میرسلیم عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و رییس شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی گفتگویی انجام دادیم که در ادامه می توانید مطالعه فرمایید.

امسال را مقام معظم رهبری سال رونق تولید نامگذاری کرده اند و طبیعتاً این رهنمود باید سرلوحۀ اقدامات دولتمردان در درجۀ اول و مردم عموماً، قرار گیرد. نظر شما دربارۀ اولویت آن اقدامات چیست؟
بسم الله الرحمن الرحیم. نامگذاری هر سال را مقام معظم رهبری بر مبنای آنچه در سال گذشته رخ داده است و در نتیجه آنچه مناسب است در سال نو شکل گیرد، انجام می دهند و در واقع نوعی خط کلی است که همه باید وجهۀ همت خود قراردهیم. این موضوع "رونق تولید" یک اصطلاح است با ابعاد چندگانه و هر بعد هم اقتضای خود را دارد.

 زمینه های تولید کدامند و چگونه می توانیم برای آنها اولویت مشخص کنیم؟
 زمینه های کلی تولید شامل کشاورزی و صنعت و خدمات می شود که هرکدام در برگیرندۀ مصادیق متعدد است و اولویت باید برمبنای انواع نیازهایی که وجود دارد تعیین شود.در زمینۀ کشاورزی اول باید اهتمام ورزید نسبت به کالاهای اساسی: مواد غذایی اصلی که سلامت و تعادل جسمی را برای افراد تضمین کند؛ تعادل روحی به دنبال آن حاصل می شود : عقل سالم در بدن سالم است! این نیاز جنبۀ کمّی و کیفی دارد: از نظر کمی باید مقدار کالری مورد نیاز تأمین شود و از نظر کیفی ترکیب و تنوع مواد باید به گونه ای باشد که تعادلهای زیستی را در بلند مدت با مشکل مواجه نکند؛ مواد قندی ونشاسته ای ، مواد سفیده ای، چربیها و ریزمغذیها؛ تولید آن مواد باید متناسب با امکانات انجام گیرد . در زمینۀ صنعت نیز ابتدا باید مواد اولیه را تولید کرد و اینجا است که اهمیت کشف و استخراج معادن و سپس فرآوریها مشخص می گردد ؛ تولیدات صنعتی نیز اول باید جوابگوی نیازهای حقیقی مردم باشد، در صنایع غذایی و ساختمانی و برق و مکانیک و الکترونیک و شیمی و نساجی و بسته بندی،... و در ایران مزیت نسبی نفت و گاز و زنجیرۀ صنایع وابسته بدان نباید فراموش شود.در زمینۀ خدمات: امنیت و آموزش و بهداشت و درمان ، و فرهنگ اولویت دارند و به دنبال آن ترابری و توزیع و بازرگانی و امور مالی و پولی و سایر خدمات فنی قرارمی گیرند ... ملاحظه می کنید که هیچ گوشه ای از امور کشور نیست که بتواند مستقل از تولید و رونق آن پیشرفت کند.

شما اشاره کردید که تولید باید متناسب با امکانات انجام گیرد؛ منظورتان از امکانات چیست؟
این امکانات دربرگیرندۀ نعمات و برکات خدادادی و نیز شرائط پیرامونی می شود. دربارۀ امکانات خدادادی خوشبختانه  کشور ما در شرائط مساعدی به سر می برد:از لحاظ معدنی با این که وسعت سرزمین ما تقریبا یک صدم خشکیهای زمین است، چهار در صد مواد معدنی به ما اختصاص یافته و این سرمایۀ بسیار مهمی است که دربارۀ آن قبلا به مزیت نسبی نفت و گاز به طور ویژه اشاره کردم. در فعالیتهای تولیدی معدنی و صنعتی باید آن امکانات در مدّ نظر باشد و برنامه ریزی و طراحی مناسب برای بکارگیری آن انجام گیرد. از نظر اقلیمی نیز شرائط کشور ما بسیار مناسب است: خاک مستعد و تابش خورشید؛ در مورد آب محدودیت و گاهی ندرت وجود دارد ولی با مدیریت صحیح همین منابع آب و بهره برداری داهیانه از آنها و نه آبرسانی و کشاورزی بی حساب، می توان بر مشکلات فائق آمد؛ باید قدر شناس آب و هوا و خاک و به طور کلی منابع طبیعی خود و مناسب ترین تولید و تولید بهینه باشیم .

منظورتان از تولید بهینه چیست؟ آیا آنچه امروزه تولید می شود بهینه و مناسب نیست؟
اول این که تولید بهینه یعنی تولیدی که برای مصالح کشور در نظر گرفته شود و نه فقط برای تأمین منافع شخص تولید کننده ؛ مثلا تولید هندوانه در بندرعباس و حتی صادرات آن در مجموع با توجه به ارزش آب در آن منطقه به ضرر کشور است ولو یک کشاورز یا شرکت تولیدی از آن سود ببرد؛ یا استخراج خاک از زمین کشاورزی و صادرات آن ، تولید معدنی نمونه و مناسب برای کشور محسوب نمی شود ولو این که منافع اشخاص با آن تأمین شود.
دوم این که تولید بدون برنامه نباشد  که حتی اگر بازده آن عالی باشد چون امکان انبارداری و توزیع بموقع و مصرف داخلی یا صادرات مازاد آن وجود ندارد، بخشی از تولید به هدر می رود.
 سوم این که تولید بی دوام نباشد و آن نوعی از تولید است که در کوتاه مدت جواب می دهد ولی به قیمت ضایع کردن امکاناتی که باید به صورت پایدار بهره برداری شود ، نظیر پروار کردن گوسفند و بز با چرای آنها بیش از ظرفیت مرتع که موجب تنزل درجۀ مرتع یا از بین رفتن پوشش طبیعی زمین و بیابان زایی و در نتیجه به شسته شدن خاک سطحی مرغوب براثر باران و احتمالا کاهش گنجایش مفید سد پایین دست شود؛ مثال دیگر استقرار کارخانه های ذوب آهن در مناطق کم آب کشور و خشکاندن رودخانه براثر برداشت بی رویۀ آب .
چهارم این که ضایعات زیست محیطی این نوع تولید بسیار خسارت بار و جبران آن اگر غیرممکن نباشد ، مشکل و پرهزینه است نظیر سرنوشت اسف انگیز زاینده رود و دریاچۀ اورمیه و سفره های آبی زیرزمینی و قناتها  و مراتع و جنگلهای کشور و آلودگی هوا با ریزگردها ...همۀ اقداماتی که به نام تولید انجام گرفته ولی نامناسب و غیر بهینه و بی رویه بوده به جنگل زدایی و بیابان زایی و ترک روستاها و تشدید نزاع های محلی بر سر آب و افزایش حاشیه نشینی ناهنجار در اطراف شهرهای بزرگ ...انجامیده است.

 آیا مراعات این نکات به تولید کشاورزی و صنعتی و معدنی ضربه نمی زند؟
 آری به تولید در کوتاه مدت و تأمین منافع عده ای خاص ضربه می زند ولی اگر برای همان تولیدات مناطق مناسب و روشهای علمی اثبات شده بکار گرفته شود باعث آبادانی و دوام می شود. ما نباید از منابع طبیعی و امکانات خدادادی به صورت "یکبار مصرف" استفاده کنیم؛ آن منابع و امکانات سرمایه های کشور است که نسل اندر نسل باید درست بهره برداری شود و هر نسل به شکلی بهتر از گذشته بر مبنای دانش و تجربۀ مفید و دوراندیشی، به آیندگان تحویل دهد.
سؤال: آیا از تمام امکانات خدادادی کشور برای تولیدات نامناسب و غیر بهینه و بی دوام استفاده شده است؟
پاسخ: البته نه! ولی وقتی می خواهیم دورانی جدید از تولید را در کشور آغاز کنیم باید به محدودیتها و معیارها توجه نماییم و از تجربیات گذشته عبرت بگیریم؛ بعلاوه امکانات کشور را درست بشناسیم و برای استفادۀ صحیح و با دوام از آنها برنامه ریزی کنیم. مثلا امکانات بسیار ارزشمندی در جنوب کشور در سواحل خلیج فارس قراردارد که از دیدگاههای مختلف نظیر تأمین انرژی و استقرار صنایع و استحصال از دریا و خدمات بازرگانی و ترابری، با استقرار شهرکهای کوچک و متوسط، می تواند جوابگوی اشتغال بیش از بیست میلیون نفر باشد: این توسعۀ دریامحور و سرچشمۀ تولید پایدار کالا و خدمات است.

 این چنین امکاناتی بالقوه است؛ چگونه می توان آنها را به فعلیت رساند؟
 درست است ولی نباید بپنداریم که واهی و خیالی است بلکه کاملا واقعی است اما عملیاتی کردن آنها و آماده سازی شان مستلزم مطالعۀ دقیق، شناخت کامل، برنامه ریزی همه جانبه و بکارگیری فناوریهای اثبات شده است؛ ما نباید وقتمان را با سعی و خطا به هدر دهیم؛ با استفاده از تجربیات موفق دیگران و منطبق ساختن آنها با شرائط خودمان و پرهیز از اشتباهات دیگران و اجتناب از تکرار خطاهای گذشته، می توان مدت زمان نیل به نتیجه را کوتاه کرد. توجه داشته باشیم که مهیا سازی یکی از سرفصلهای مهم اشتغال است مبتنی بر پژوهش، وعلامت درست اقدام کردن در این برهه تشدید فعالیت مؤسسات تحقیقاتی و دانش بنیان و پشتیبانی تمام عیار از آنهاست.

 آیا استفاده از تجربیات دیگران به مفهوم وابستگی به بیگانگان نیست؟
 وابستگی به بیگانگان ناشی از عدم خودباوری است: ما کسانی را در تاریخ خود بویژه در دوران قاجار و پهلوی می شناسیم که مأیوس بودند از این که کاری به دست خود ما بتواند به ثمر برسد و اعتقاد داشتند باید خودمان را دربست در اختیار بیگانگان بویژه غربیها قراردهیم؛ در نقطۀ مقابل افرادی را داشتیم که قابلیتهای خودی و درونزایی را باور داشتند اما برونگرا هم بودند و هیچگاه از تجربۀ مفید دیگران خود را محروم نکردند، از دیگران یاد گرفتند و از آن میان آنچه را مناسب اقتضاهای فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی خود می دانستند بکاربستند و به دستاوردهای خوبی هم رسیدند.خودباوری به مفهوم نفی برونگرایی و عدم استخدام دانش و تجربۀ مؤثر دیگران نیست و الا پیامبر اکرم نمی فرمود: اطلبوا العلم ولو بالصین .
 آیا از این بحث شما باید نتیجه بگیریم که رمز موفقیت در رونق دادن به تولید مجهز شدن به دانش و انتقال تجربه است؟
 کاملا صحیح است و رونق تولید در گرو هدفمند شدن کسب دانش است؛ این رویه که امروز رائج شده و جوانان بیشتر در صدد کسب مدرکند نوعی انحراف است که در آموزش عالی پدیدار شده است: اگر آموزشهای عمومی و مبنایی را درست انجام بدهیم ، پس از آن دربارۀ آموزشهای تخصصی، استاد و دانشجو باید عمدتا محور و محمل درس و فعالیت تحقیقاتی خود را مسائل و نیازهای کشور و استفاده از دستاوردهای بشری برای چاره جویی آنها قراردهند. هدف نهایی آموزش و کارآموزی و تدوین پایان نامه برای دانشجویان و ارتقاء حرفه ای برای اعضای هیئت علمی، باید رونق دادن به تولید باشد با تجزیه و تحلیلی جامعی که از فعالیتهای تولیدی کردیم. به یاد داشته باشیم که آموزش متناسب با نیاز حقیقی، از زمرۀ تولید خدمات مقدس به شمار می آید که باید با مشورت با اهل فن و همکاری استادان حکیم و انجمنهای علمی تخصصی و فرهنگستانها انجام گیرد؛ اینها خود رونق جدیدی است در صحنۀ آموزش.

 آیا این نوع آموزش برای مهیا شدن نیروی انسانی کافی و جوابگوی نیازهای تولید است؟
 این شرط لازم است و در هر حال باید به کار بسته شود؛ اما کافی نیست و در محیط  کار و تولید به نکات دیگری هم باید توجه شود که به اساس ساماندهی محیط کسب و کار برمی گردد و آن مدیریت است. شرط کافی را می توان در یک واژه خلاصه کرد: شایسته سالاری؛ انتخاب مدیر شایسته در مجموعه های بزرگ رمز موفقیت است و در بنگاههای کوچک یا خانوادگی و یا شخصی،جامع نگری و دوراندیشی و قابلیت کارآفرینی مانع رکود تولید می شود؛ بر این مبانی، نیروی فعال و تولیدی به گونه ای کار را اجرا می کند که مواد و مصالح به هدر نمی رود، دقتها مراعات می شود، کیفیت و سلیقه و زیبایی و جذابیت فراموش نمی شود و رضایت مندی مشتری و مصرف کننده جلب می شود و اینها یعنی رونق. 
ثبت: ۱۳۹۸/۱/۳