/

سخنان شهيد رجايي در اجلاس شوراي امنيت


سخنان شهيد رجايي در اجلاس شوراي امنيت

 

 مقدمه: دنيا بايد بداند كه ارتش فريب خورده صدام به هيچ چيز رحم نمي‌كند و خاطرات حمله هيتلر را دوباره در يادها زنده كرده است. صدام براي ادامه چند روز بيشتر حكومت خود با دوازده لشگر و با متجاوز از 2500 تانك و صدها هواپيماي جنگي و جنگ‌افزارهاي فراوان ديگري به مردم كشور ما كه دوران بازسازي جمهوري اسلامي را شروع كرده‌اند، سبعانه حمله‌ور شده است.

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحيم
لا يحب‌الله الجهر بالسوء من‌القول الا من ظلم

(خداوند دوست ندارد كسي سخن درشت را فرياد بكشد مگر وقتي كه مورد ستم قرار گرفته باشد.)

ما در شرايطي به اينجا آمده‌ايم كه كشورمان در ميان آتش جنگ برافروخته از سوي دولت بعث و نامردمي عراق مي‌سوزد. و نيز در شرايطي هستيم كه واقعه زلزله الجزاير به نوبه خود مردم و امام ما را سخت اندوهگين ساخته و بسيار متأسفيم كه به علت شرايط جنگ نتوانستيم، آنچنان كه بايد در جهت برآوردن نيازهاي مردم برادر و مسلمان آنجا اقدام نمائيم.

من ديروز مستقيما از جبهه جنگ عازم اينجا شدم. كشته‌ها و مجروحيني را كه ديدن آنان دل هر انساني، هر چند كم احساس را به درد مي‌آورد، به چشم خود نظاره كردم. موشك‌هاي 9 متري زمين به زمين كه به شهر دزفول پرتاب شده، قسمت اعظم شهر را بر سر مردم شريف و قهرمان آن ديار خراب كرده است. در دزفول متجاوز از 30 كودك مجروح كمتر از شش ماه را كه هم اكنون در بيمارستان اين شهر بستري هستند، ديدم. ارتش صدام حسين به بهانه‌هاي واهي كه بهتر است حتي گفته شود بدون بهانه،‌به خاك ما تجاوز كرده، مراكز توليدي و اقتصادي و بخصوص مناطق مسكوني ما از جمله بيمارستانها و مؤسسات آموزشي را منهدم مي‌نمايد و مردم بيگناه ما را به قتل مي‌رساند.

دنيا بايد بداند كه ارتش فريب خورده صدام به هيچ چيز رحم نمي‌كند و خاطرات حمله هيتلر را دوباره در يادها زنده كرده است. صدام براي ادامه چند روز بيشتر حكومت خود با دوازده لشگر و با متجاوز از 2500 تانك و صدها هواپيماي جنگي و جنگ‌افزارهاي فراوان ديگري به مردم كشور ما كه دوران بازسازي جمهوري اسلامي را شروع كرده‌اند، سبعانه حمله‌ور شده است.

ديروز در هواپيما مطلع شدم كه در كرمانشاه در اثر بمباران دبستان، دبيرستان دانشگاه و بيمارستان اين شهر بيش از يك هزار دانش‌آموز و مردم غيرنظامي كشته و زخمي شده‌اند و عزاي عمومي در كشور اعلام شده است.

ارتش بعث عراق كه از انسانيت بوئي نبرده است، حتي اگر چند لحظه‌اي به يكي از مناطق مسكوني كشورمان دست يابد، از هيچ گونه جنايتي فروگذار نمي‌كند. منازل را غارت و حتي در بعضي از نقاط بي‌شرمانه به زنان ما نيز تجاوز مي‌كند. افراد غيرنظامي را كه سنشان از هيجده سال بالاتر است، به عنوان اسراي جنگي با خود مي‌برند و آنان را به همراه ديگر اسيران جنگ شكنجه داده، به قتل مي‌رسانند. ما وجدانهاي پاك مردم سراسر جهان بخصوص مسلمانان را كه در ارزشهاي مكتبي با ما هم عقيده‌اند، به قضاوت فرا مي‌خوانيم.

ما متعجبيم، كساني كه خود را پايبند انسانيت مي‌دانند، چگونه در مقابل اين اعمال وحشيانه و ضد بشري و اين تجاوز آشكار سكوت كرده و يا ادعاي بي‌طرفي مي‌نمايند؟ ملتها چگونه به نمايندگان خود اجازه مي‌دهند، كه در محافل بين‌المللي بگويند، ما بي‌طرف هستيم؟

ما مي‌دانيم كه بسياري از انقلابيون دنيا در اينجا حاضر شده و حقوق ملت خود را مطالبه كرده‌اند ولي در نهايت، هميشه اين ملتها بوده‌اند كه توانسته‌اند با قهر انقلابي و با دست خويش تجاوزگران را بر جاي خود بنشانند.

ملت مظلوم و قهرمان ما نيز با الهام از مكتب حيات بخش اسلام و تحت رهبري مرجع عاليقدر، امام خميني سرانجام خواهد توانست متجاوزين را شكست داده و حقوق حقه خود را از آنان بازپس گيرد.

به ما خبر رسيده است كه دنيا از عكس‌العمل و مقاومت نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي و نيز مردم مسلمان ايران در مقابل ارتش صدام حيرت‌زده شده است. من صريحا اعلام مي‌كنم، كه ملت ما مصمم است حتي با دنبال كردن يك جنگ طولاني و مردمي، نه تنها متجاوزين را سر جاي خود بنشاند، بلكه با اين عمل خود، ملت برادر و مسلمان عراق را نيز به ماهيت رژيم ضد مردمي و وابسته صدام هر چه بيشتر آشنا سازد و نيز جوابي دندان‌شكن به امپرياليزم آمريكا دهد كه مستقيم و غيرمستقيم به دولت بعث عراق كمك مي‌نمايد. آمريكا با هواپيماهاي آواكس خود كه در عربستان مستقر كرده است، حركات ارتش دلير جمهوري اسلامي ايران را ضبط و به عراق گزارش مي‌دهد و همچنين با منحرف كردن سيستم‌هاي رادار، هدف‌هاي غلط به جنگنده‌هاي ما مي‌دهد.

ما به كساني كه از طريق بندر عقبه در اردن براي عراق اسلحه و مهمات و قطعات يدكي ارسال مي‌دارند تا ارتش بعث، مردم مسلمان و ضد امپرياليزم ايران را به خاك و خون كشد، بسوزاند و اسير نمايد. هشدار مي‌دهيم كه تشبثات آنها بي‌جواب نخواهد ماند و بدانند كه ملت ما تصميم گرفته است زنده، آزاد و مستقل بماند و از انقلاب اسلامي خود پاسداري نمايد و اين كار را نيز به ياري خدا خواهد كرد.

ابرقدرتها مي‌خواهند در خاورميانه،‌ اسرائيل ديگري را بر مردم تحميل كنند. مگر هنوز جنايات آمريكا در سركوبي خلق محروم و برادر، فلسطين و مردم مسلمان جنوب لبنان كامل نشده است كه كوشش در تشكيل اسرائيلي ديگر تحت پوشش ناسيوناليزم عربي مي‌كنند؟

آيا صهيونيست‌هاي اسرائيل براي انجام جنايات آنان در منطقه كافي نبوده‌اند كه دولتي ديگر به سركردگي صدام را به نابودي معيارهاي انساني و تأمين قصد قدرت‌طلبانه‌شان وادار مي‌كنند؟

اما ما معتقديم، آتشي كه به دست صدام در منطقه روشن شده است، او و همه كساني را كه به وي كمك كرده و مي‌كنند، خواهد سوزاند.

هدف رژيم عراق و اربابانش به دست آوردن قطعه‌اي خاك نيست بلكه هدف اصلي، فلج كردن حركت انقلابي مردم مسلمان و براندازي جمهوري اسلامي ما مي‌باشد. آنان مي‌خواهند اين خيزش انساني را كه از ايران آغاز شده است،‌عقيم گذارند و ما را از ساختن ايراني آزاد و مستقل با معيارهاي انقلابي و اسلامي باز دارند،‌ زيرا پيروزي انقلاب اسلامي ايران شكست همه نيروهاي طاغوتي در جهان است.

مردم محروم دنيا و نيز همه كساني كه از شرق و غرب سرخورده‌اند، بايد بدانند كه انقلاب اسلامي ما راهي نو براي همه مستضعفين جهان گشوده است. انقلاب ما استقلال را با نيروي ملت به دست آورده و بقاي آن را نيز با فداكاري خود آنان و بي‌نيازي از ديگران تضمين خواهد كرد. ما معتقديم و به تجربه دريافته‌ايم آنچه در جنگ سرنوشت‌ساز است ايمان و اعتقاد جنگندگان مي‌باشد، نه سلاح و مهمات. و بر اين اساس از هم اكنون با قاطعيت اعلام مي‌داريم كه در اين جنگ تحميلي، ايمان اسلامي و انقلابي مردم، برنده واقعي و اصلي خواهد بود نه آواكس‌هاي آمريكايي و نه توپولوف‌هاي روسي. ما در اين جنگ تنها از تماميت ارضي و منابع اقتصادي خود دفاع نمي‌كنيم، بلكه از شرف انساني و حيثيت مردم مسلمان كشورمان نيز حراست مي‌نماييم و به خاطر رهبري انسانيت به سوي آرمان‌هاي اصيل انساني مي‌جنگيم و مي‌دانيم كه اين جنگ تحميلي در نهايت و به طور قطع به پيروزي حق بر باطل خواهد انجاميد.

ما به دنيا ثابت مي‌كنيم، بدون اينكه براي مبارزه با استعمار غرب به دامن استعمار شرق پناه بريم، قادريم روي پاي خويش بايستيم و براي حفظ استقلال خود بيشترين بها را بپردازيم.

تجاوز نظامي طبس، توطئه كودتا و حمله سبعانه ارتش صدام به ايران، به ابرقدرتها نشان داد كه توسل به زور به هر شكل در مقابل انقلاب اسلامي محكوم به شكست است.

ما در اين جنگ تحميلي تا به حال هزاران شهيد و مجروح داده‌ايم، كه با پرداخت غرامات مادي قابل جبران نيست، ما در مقابل، به انتظار روزي هستيم كه مردم برادر و مستضعف عراق به آزادي و استقلال خويش رسند و صدام مجرم را در دادگاه انقلاب اسلامي عراق محاكمه كنند و به سزاي اعمالش برسانند. و نيز، اين براي ديگر ملت‌هاي تحت ستم درسي باشد كه جهت كسب استقلال، آزادي و كرامات انساني بايد از هستي خود سرمايه گذارند، كه سنت خدا بر ياوري مستضعفين بپاخاسته است.

اينك به بهانه‌هاي رژيم وابسته صدام براي تجاوز نظامي عليه جمهوري اسلامي ايران مي‌پردازم. صدام، مزدور استكبار جهاني، با اعتراف به اينكه آغازگر حمله نظامي به تماميت ارضي جمهوري اسلامي ايران بوده است، عدم اجراي مفاد عهدنامه و موافقتنامه‌هاي سال 1975 را بهانه اين تجاوز آشكار عنوان كرده است.

لازم به توضيح است كه به دنبال توافق طرفين در الجزاير به هنگام تشكيل كنفرانس كشورهاي صادر كننده نفت در تاريخ 4 تا 6 مارس 1975، عهدنامه مربوط به مرز كشوري و حسن همجواري و 3 پروتكل ضميمه آن در تاريخ 13 ژوئن 1975 و چهار موافقتنامه اضافي و تكميلي ديگر در تاريخ 26 دسامبر همان سال و همچنين سندي به عنوان فيصله قطعي جامع و كليه مطالبات و مسائل معلق در همين تاريخ و به هنگام مبادله اسناد تصويب معاهدات بين ايران و عراق به امضاء رسيد و كليه معاهدات و اسناد شماره 14906، در دبيرخانه سازمان ملل متحد ثبت گرديده است. اين اسناد گوياي اين حقيقتند، كه رژيم خودكامه عراق كوچكترين دعوي و حق ضايع شده‌اي براي خود قائل نبوده و كليه دعاوي خويش را خاتمه يافته پذيرفته است.

مستضعفين جهان بايد بدانند كه رژيم جمهوري اسلامي ايران از آغاز پيروزي انقلاب با وجودي كه مي‌توانست تجديدنظر در كليه معاهدات خود بنمايد، ولي هرگز كوچكترين تخلفي از مقررات عهدنامه مذكور نكرده و جالب اينجاست كه تخلف و نقض معاهده از جانب كساني صورت مي‌گيرد كه در زمان تنظيم عهدنامه نيز بر ملت مظلوم عراق حكمراني مي‌كرده‌اند و امضاهايشان در زير عهدنامه‌ها موجود است و به علاوه اين تخلف و نقض معاهده در حالي است كه در عهدنامه‌ها نحوه رسيدگي به اختلافات حاصله پيش‌بيني شده است. اكنون بر رژيم وابسته بعث عراق است كه دلايل خويش را در مورد اين نقض عهد، ارائه دهد.

رژيم بعث عراق به خاطر نقض عهد و تجاوز به جمهوري اسلامي ايران بايد اعتراف كند كه يا ضد انساني تصميم مي‌گيرد و يا به دستور اربابان ابرقدرت جهانيش، نه به قصد "اصلاح مرزها" بلكه براي "نابودي انقلاب اسلامي" دست به چنين اعمال جنايتكارانه، جنو‌ن‌آميز و در عين حال ابلهانه‌اي زده است.

موارد نقض معاهدات حتي قبل از اعلام لغو يك طرفه آن از طرف صدام حسين به شرح زير است:

1. مداخله مستمر در طي 19 ماه پس از پيروزي انقلاب اسلامي در امور داخلي آن.

2. نقض مفاد معاهدات مربوط به امنيت در مرز، با فرستادن مأمورين و مزدوران بعثي و گروه‌هاي مسلح به استان‌هاي كردستان، كرمانشاه، ايلام خوزستان و نيز كمك به عناصر ضد انقلاب.


3. پناه دادن و كمك به كساني كه در ايران به جرم كشتار مردم در رژيم شاه از طرف دادگاه‌هاي انقلاب تحت تعقيب هستند و نيز دادن همه گونه امكانات مادي و تبليغاتي به آنان جهت تضعيف و براندازي رژيم جمهوري اسلامي ايران. كما اينكه در حال حاضر اين گونه عناصر دو فرستنده راديوئي در عراق در اختيار دارند و عليه انقلاب اسلامي ما تبليغ مي‌نمايند.

در اينجا به انگيزه‌ها و علل واقعي تجاوز رژيم عراق به ايران، با توجه به ماهيت و موضع رژيم مزبور در قبال انقلاب اسلامي و نقش ابرقدرتها مي‌پردازم:

انگيزه‌ها و عللي كه رژيم بعث بغداد را به نقض عهد و تجاوز واداشته است، چيست؟ براي پاسخگوئي به اين سؤال بايد نخست به ماهيت رژيم مزبور آگاهي يافته و مروري كوتاه بر مواضع قبلي صدام در قبال انقلاب اسلامي ايران بكنيم.

حزب بعث حاكم عراق همان پيروان ميشل عفلق معروف مي‌باشند. اين فراماسونر و صهيونيست مكار براي انحراف مبارزات ضد استعماري و ضد صهيونيستي خلق‌هاي مسلمان و مستضعف عرب، دست به ايجاد يك تشكيلات به ظاهر ناسيونال – سوسياليستي، با تفكرات انحرافي "راسيستي" زده است.

پس از پيروزي عبدالناصر در مصر و تهاجمش عليه رژيم‌هاي دست نشانده غرب در منطقه عربي خاورميانه و منافع آنان، از آنجا كه رژيم‌هاي ارتجاعي چون شاه حسين و شاه حسن به تنهايي قادر به مقابله با تهاجم مزبور نبودند، غرب براي مقابله با ناصر و ناصريسم، رژيم‌هاي چپ‌نمائي كه در شعار بسيار انقلابي‌تر از وي و در عمل حتي محافظه كارتر از شاه حسين‌ها بوده‌اند، وارد صحنه كرد.

يكي از اين رژيم‌ها، رژيم بعثي عراق است. تاريخ مبارزات مردم مسلمان عرب شاهد است، رژيمي كه امروز با تمامي قوا و تجهيزات جنگي خود كمر به نابودي انقلاب اسلامي ما بسته،‌نيروهايش در طي جنگ‌هاي اعراب با رژيم اشغالگر قدس هرگز قبل از پايان جنگ به جبهه‌ها نرسيده‌اند، و در حالي كه اين حزب شعارهاي تند ضد صهيونيستي سر مي‌دهد،‌ هرگز قدمي عليه منافع صهيونيسم و نيز آزادي فلسطين برنداشته و نخواهد داشت.

از نظر داخلي نيز رژيم عراق كار استبداد و اختناق را به جائي رسانده كه مرجع عظيم‌الشأني همچون آيت‌الله محمدباقر صدر و خواهر محترمه ايشان را در زندان و در زير شكنجه به شهادت مي‌رساند و زندان‌هايش پر از زندانيان مسلمان و پاك‌باخته عراقي است.

موضع رژيم صدام در مقابل انقلاب اسلامي ايران نيز از آغاز خصمانه و در جهت جلوگيري از به ثمر رساندن و يا شكست آن بود. جهانيان به خاطر دارند كه رژيم بعث در بحبوحه اوج‌گيري انقلاب، جهت انحلال در امر پيروزي آن، امام خميني رهبر انقلاب را وادار به خروج از عراق كرد.

روابط "دوستانه و برادرانه" صدام با ايران در زمان شاه ملعون به مجرد پيروزي انقلاب به رابطه‌اي خصمانه كه حتي قابل مقايسه با رابطه ظاهري وي با اسرائيل غاصب نيست،‌ درآمد و دستگاه‌هاي تبليغاتي صدام و مزدورانش عليه انقلاب اسلامي ما به كار افتاد. عراق به صورت موطن و پايگاه سرسپردگان پليد آمريكا و فراريان رژيم سابق و جلادان درآمد. ضدانقلابيون چپ و راست در ايران مورد حمايت مادي و معنوي بعثي‌‌هاي عراق قرار گرفتند و همان طور كه گفته شد ايستگاه‌هاي راديويي با عنوان ايراني و بر ضد انقلاب اسلامي در آن كشور شروع به كار كردند. ما ملت‌هاي جهان را به قضاوت دعوت مي‌كنيم و از آنان مي‌خواهيم تا از رژيم وابسته عراق كه ادعاي مبارزه ضد آمريكايي را دارد، بپرسند چرا در قبال رژيم سرسپرده شاه معدوم چنان موضع‌دوستانه داشته و در برابر رژيمي كه به شهادت دوست و دشمن عملا به حياتي‌ترين منافع اقتصادي و استراتژيك امپرياليزم جهاني و بخصوص آمريكا و صهيونيزم بين‌الملل ضربات جبران‌ناپذيري زده است و حتي آمريكا را وادار به تهاجم مستقيم نظامي و قطع رابطه سياسي و نيز تحريم اقتصادي جمهوري اسلامي ايران كرده است،‌ چنين توطئه چيني‌هايي مي‌كند؟ اگر موضع ضد آمريكايي بعث عراق از حد حرف تجاوز مي‌كند، چرا به ارتش شاه معدوم كه توسط مستشاران آمريكايي اداره مي‌شد، كوچكترين جسارتي نكرده و در عوض ارتشي را كه تازه از زير يوغ همان مستشاران خارج شده، مورد تاخت و تاز قرار مي‌دهد؟

آيا اين امر چيزي جز يك مأموريت آمريكايي با تظاهر ضد آمريكايي نيست؟ مردم جهان به خوبي چنين شيوه‌هايي را مي‌شناسند. در همين سالهاي اخير بود، كه رژيم دست نشانده انگليسي "يان‌اسميت" در زيمبابوه، ‌شاهد بوديم، كه چگونه به اربابانش ناسزا گفته و حتي به ظاهر به وي ياغي مي‌شود.

ما موضع خصمانه بعث عراق را نسبت به خود چيزي جدا از مواضع ابرقدرتها و در رأس آنها آمريكا، نسبت به انقلاب اسلامي ندانسته و نمي‌دانيم. ما از پشت اين تريبون به مردم جهان اعلام مي‌كنيم كه تجاوز نظامي عراق را بخشي از توطئه‌هاي پياپي استكبار جهاني به سركردگي آمريكا عليه انقلابمان مي‌دانيم. و تكرار مي‌كنيم، تجاوز عراق را تجاوز ظلم و كفر جهاني عليه انقلاب اسلامي خود دانسته و دست شيطان بزرگ و شيطان‌هاي كوچك را در پس آن مي‌بينيم. ما، مردم جهان و خصوصا توده‌هاي مسلمان عرب را به تفكر و تعمق در اين مسائل دعوت نموده و اميدواريم كه پاسخ سؤالات زير را خود دريابند.

- چگونه است كه رژيم بعث عراق به فرض داشتن اختلافات ارضي با ايران به جاي مطرح كردن آن با الجزاير كه طبق معاهدات فيمابين حكم بوده است، به حمله ناگهان هوايي، دريايي و زميني به حريم جمهوري اسلامي ايران دست مي‌زند؟

- چگونه است كه تجاوز رژيم بعث عراق از حد "تصحيحات مرزي" ادعائي گذشته و به تلاش براي اشغال ايالات ما خصوصا استان نفت‌خيز خوزستان منجر مي‌شود؟


- چگونه است كه همزمان با اين تهاجم،‌ همه ضد انقلابيون فراري را در كشور خود پناه داده و به آنها امكان فعاليت عليه جمهوري اسلامي را مي‌دهد؟

- چگونه است كه همزمان با حمله صدام به خاك ايران، آمريكا آن را به فال نيك در جهت آزادي جاسوسان گروگان مي‌گيرد؟


- چگونه است كه حمله عراق درست همزمان با خاموش شدن آخرين شعله‌هاي تجزيه‌طلبي در كردستان و استقرار آخرين نهاد جمهوري اسلامي، يعني تشكيل دولت صورت مي‌گيرد؟

و بالاخره چگونه است كه ياري‌دهندگان اصلي رژيم به اصطلاح انقلاب عراق در اين جنگ، كثيف‌ترين و پليدترين رژيم‌هاي ارتجاعي وابسته به آمريكا همچون اردن، مصر، مراكش و غيره هستند؟

همان طوري كه گفتيم، بندر اردني عقبه به صورت مهمترين راه ارتباط دريايي براي عراق در آمده و فرودگاه‌هاي اردن پايگاه و پناهگاه جنگنده‌هاي عراقي است. خلبانان و خدمه موشكي مصري فعالترين نقش را در عراق ايفا مي‌كنند و واحدهاي ارتش اردن هم اكنون در آن كشور مستقر هستند.

آيا با توجه به مراتب فوق مي‌توان جنگ رژيم بعث عراق با ايران را در رابطه با شخص صدام و آن هم براي چند كيلومتر مربع خاك دانست؟ در اين صورت آيا ما حق نداريم، جنگ مزبور را بخشي از مبارزه متحد و هماهنگ ابرقدرتها عليه انقلاب اسلامي خود بدانيم؟

ما در اين روزهاي جنگ و آتش و خون، شاهد حضور هر چه گسترده‌تر ناوگان‌ها و نيروهاي نظامي ابرقدرت‌ها در منطقه هستيم و نيز شاهديم كه چگونه در همين ايام بزرگترين قراردادهاي نظامي بين دولت‌هاي اروپائي با كشورهاي منطقه خاورميانه منعقد مي‌شود. در همين روزهاست كه با كمال تعجب شاهد كرديم كه آمريكا كه به دليل تجاوز نظامي روسيه به افغانستان در المپيك مسكو شركت نكرد، اين بار با پذيرش حضور شوروي در افغانستان به راحتي مذاكرات "سالت 2" را آغاز مي‌كند.

آيا اين نمي‌تواند راه‌گشاي معماي حل سلاح روسي از اردن آمريكايي براي رژيم صدام وابسته به غرب باشد؟

اكنون به شرح موضع جمهوري اسلامي ايران در قبال جنگ تحميلي و نحوه خاتمه آن مي‌پردازيم:

ملل جهان به خوبي آگاهند كه جنگ عراق و ايران، جنگ تحميلي و ناخواسته از سوي ماست.

رژيم جمهوري اسلامي هرگز به خود اجازه نمي‌داد، در حالي كه برادران فلسطيني و عرب در سرزمين‌هاي اشغالي و جنوب لبنان زير فشار صهيونيزم بين‌المللي و امپرياليزم جهاني قرار گرفته و از جان و مال و خانه و كاشانه خود دست شسته‌اند، به جاي مبارزه و جنگ با رژيم اشغالگر قدس، نيروها و تسليحات خود را عليه يك كشور اسلامي ولو با رژيمي ضد مردمي به كار گيرد.

متأسفانه تهاجم اخير دولت بعث عراق سبب شد كه بخش عمده‌اي از امكانات اقتصادي و نظامي دو كشور نابود شود. گلوله‌هايي كه بايد سينه تجاوزگران فلسطين اشغال شده را سوراخ سوراخ كند، دلهاي آكنده از ايمان برادران مسلمان را مي‌درد تا جنون قدرت‌طلبي يك فرد را ارضاء و منافع استكبار جهاني را تأمين نمايد.

دولت بعث عراق پس از تجاوز در حالي كه بخش‌هايي از سرزمين اسلامي ما را تحت اشغال خود در آورده و بسياري از مردم بي‌دفاع و غيرنظامي را كشته و شهرها و كارخانه‌هاي ما را به ويراني كشيده، براي فريب افكار عمومي، شعار قطع جنگ و آتش بس را مطرح كرده است و برخي از دولت‌ها نيز متأسفانه آگاهانه و يا ناآگاهانه از شعار مزبور پشتيباني كرده‌اند.

ما صريحا اعلام مي‌كنيم كه پايان عادلانه اين جنگ نظير هر جنگ ديگر جز با سركوب و مجازات تجاوزگر امكان‌پذير نخواهد بود. اين آخرين و اصلي‌ترين حرف ماست زيرا قبول آتش‌بس از سوي كشوري كه سرزمين و مردمش زير چكمه‌ها و رگبارهاي دشمن است، تثبيت وضع متجاوز و تحميل تجاوز به كشور مظلوم است.

ملت ما هم اكنون به خاطر كشته و مجروح شدن بيش از هزاران دانش‌آموز در اثر حمله ارتش عراق به مدارس كرمانشاه به عزا نشسته است. ملت ما امروز شاهد بمباران رژيم بعث عراق به روي بيمارستان آبادان بوده است به طوري كه 8 نفر از مجروحين بستري بيمارستان به شهادت رسيده‌اند و بيش از 40 نفر از كاركنان بيمارستان مجروح شده و در تخت‌هايي كه از كشته‌ها خالي شده است، بستري شده‌اند. اينها و صدها دليل ديگر، بهترين دلائل براي محكوميت رژيم وابسته بعث عراق است.

در پايان، چند جمله‌اي در مورد علت شركت ما در جلسه شوراي امنيت سازمان ملل متحد بيان مي‌كنم:

تعاليم اسلام و تجربيات تاريخي به ما نشان داده كه جز با توكل به الله و تكيه بر مردم، پيروزي و غلبه بر مشكلات ميسر نبوده و نخواهد بود. با توجه به حقيقت بالا، شركت ما در اين شورا به منظور بيان واقعيتي است كه در حال حاضر در كشورمان مي‌گذرد. رجاء‌ واثق داريم كه اولا شوراي امنيت با پذيرش حق وتو براي زورمندان و دارا بودن وابستگي‌هاي ديگر عملا قادر به خدمت جدي به ملل محروم و مستضعف جهان نيست و ثانيا تاريخ گذشته اين شورا مبين اين واقعيت است در مواردي نيز كه شورا قادر به اتخاذ تصميمات اصولي، تحت فشار افكار عمومي جهان گرديده است، باز هم در اثر مخالفت يك يا چند ابرقدرت هيچگونه ضمانت اجرائي براي تصميمات مزبور وجود نداشته است. عدم اجراي قطعنامه‌هاي اين شورا درباره اسرائيل غاصب پس از 13 سال و همچنين درباره رژيم نژادپرست آفريقاي جنوبي گواه روشني بر مدعاي ماست، لذا حضور ما در اين شورا صرفا به دليل رساندن نداي مظلوميت ملت مسلمان و بپاخاسته ايران به گوش مردم سراسر جهان و هشدار به آنها از بابت خطر سركوب انقلاب و بازتاب آن بر مبارزات كليه خلق‌هاي در بند مي‌باشد. همچنين در اين مقام، بار ديگر به ابرقدرت‌ها و مستكبرين جهاني اخطار مي‌كنيم كه با توجه به شكست‌هاي پياپي، دست از تلاش‌هاي مذبوحانه و توطئه عليه انقلاب اسلامي ايران برداشته، بدانند كه رشد و گسترش روزافزون انقلاب الهي ما را كه با خون شصت و پنج هزار شهيد به ثمر رسيده و با خون هزاران شهيد پس از انقلاب بارور گرديده، هرگز نخواهند توانست متوقف كنند.

رأي شورا هر چه باشد، ملت به ياري خداوند،‌ صدام و رژيم متجاوزش را به دست تواناي خود سركوب خواهد كرد و نيز به ياري خدا در آينده‌اي نه چندان دور مردم عراق از شر اين ظالم ستمگر خلاص خواهند شد. به زودي خواهند ديد ظالمين و ستمگران جهان، كه چگونه سرنگون خواهند شد و سرانجام كار به نفع حق‌طلبان جهان است.

العاقبة للمتقين – والسلام