تندروها و پرچمداري اصلاحات


تندروها و پرچمداري اصلاحات

محمد مهدي اسلامي

روزنامه کارگزاران امروز بخش عمده اي از دومين صفحه خود را به مطلبي با تيتر " تندروي؛ واژه‌اي که با اصلا‌حات ترکيب نمي‌شود " اختصاص داده بود و چنين القا کرده بود که گويا درميان گروه هاي دوم خردادي هيچ گروه تندرو و افراطي وجود ندارد. در آغازين جملات اين مقاله چنين آمده بود: " گويا دعوت«سيدمحمد خاتمي» رئيس‌جمهوري سابق و يکي از شيوخ سه‌گانه ائتلا‌ف اصلا‌ح‌طلبان در انتخابات آينده مجلس به در پيش گرفتن اعتدال زمينه‌اي فراهم کرد تا اصولگرايان ادعاي پيشين خود را درباره افراطي‌گري اصلا‌ح‌طلبان ثابت شده فرض کنند و بار ديگر بر اين مدعا که آنان به دو دسته خوب و بد تقسيم مي‌شوند، اصرار بورزند." نگارنده مقاله که گويا حتي از نظرات اعضاي حزب خود نيز بي خبر بوده است ، زيرا تنها چند روز قبل از درج اين مقاله محمد هاشمي از اعضاي شاخص شوراي مركزي حزب كارگزاران سازندگي در مصاحبه با خبرگزاري دانشجويان ايران در واكنش به اين گفته برخي چهره‌هاي اصلاح‌طلب كه امروز بايد اصلاح‌طلبان معتدل به صحنه بيايند و اصلاح‌طلبان بايد مشي اعتدالي در پيش بگيرند گفته بود: " به اين دوستان بايد گفت چند سال دير به اين تعريف رسيده‌ايد از ابتدا بحثي كه در دولت سازندگي و از سوي هاشمي رفسنجاني و حزب كارگزاران مطرح مي‌شد بحث اعتدالگرايي بود اما برخي دوستان بعد از چندين سال امروز به اين نتيجه رسيدند كه روش صحيح در جامعه در پيش گرفتن مشي اعتدالي است. "
اين سخن محدود به يک عضو کارگزاران نيست. اين روزها خبرگزاري ها مملو از مصاحبه اصلاح طلباني است که خواستار معرفي ليست اصلاح طلبان براي مجلس هشتم از ميان غير افراطي ها هستند که تنها به نمونه اي ديگر اکتفا مي گردد:" محمد رضا راه چمني، رئيس شوراي عالي حزب همبستگي گفت: اصلاح طلبان در انتخابات مجلس هشتم بايد به دنبال افرادي توانمند و معتدل و مقبول در لايه‌هاي پاييني جامعه باشند، چرا که افراطي‌گري و تندروي برخي افراد در دوره گذشته، باعث شکست جبهه اصلاحات شد."
نکته قابل تامل آن است که اغلب گروه هايي دم از يکپارچه بودن اصلاح طلبان مي زنند و طح وجود افراطيون در ميان اصلاح طلبان را به گردن رقيب مي اندازند که جايگاه خود را در خطر مي بينند؛ چه آنکه آنها خود در مقام متهم رديف اول افراطي گري قرار دارند. کافي است به پرونده برخي از اعضاي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي و حزب جبهه مشارکت در دوره هاي گذشته نگاهي بياندازيم تا پرچمداري حرکتهاي افراطي گوناگون را در آن ميان آشکارا ببينيم. جرياناتي همچون چاپ نامه جعلي منسوب به سعيد امامي در سلام و به صحنه کشيدن بخشي از جنبش دانشجويي در حمايت از اين اقدام که به آشوبهاي پس از 18 تير منجر گرديد و نقش افرادي همچون تيم سردبيري روزنامه سلام و همچنين مسئولان وقت وزارت کشور همچون تاجزاده که خود در صف آشوبگران حضور داشتند فراموش ناشدني است. نقش امثال سعيد حجاريان در ايجاد جنگ رواني و آشوبهاي مختلف با روزنامه هاي زنجيره اي و ترور سعيد حجاريان که پس از افشاگري هايي در خصوص خود ساخته بودن ترور با پس گرفتن شکايت حجاريان پرونده ناتمام اما بهره برداري هاي سياسيش به قوت خود باقي ماند، افشاي اسناد محرمانه نظام در مسائل علمي و فناوري و نظامي ، توهين به مقدسات توسط آغاجري و حمايت بي دريغ سازمانش از او و دنبال نمودن پروژه ناموفق تکرار 18 تير که تا مدتها فضاي دانشگاهها را ملتهب نگه داشت، ناکارآمد کردن قوه مقننه از طريق گذراندن وقت مجلس به مباحث تند سياسي که تا سرحد تحصن و تعطيلي مجلس پيش رفت و صدها پروژه ديگر تنش آفرين در کشور را مي توان از جمله حرکات غير افراطي دانست؟
البته در اين باب يک نکته ديگر نيز نياز به واکاوي دارد؛ در اين مقاله از يکي از اعضاي سازمان مجاهدين انقلاب نقل شده است که افراط و اعتدال لغاتي نسبي است و نياز به تعريف دارد، شايد در اين زمينه اختلاف باشد اما من تعريف خود را از سخنان رهبري وام مي گيرم، آنجا که در تعريف تندروها فرمودند:" جاده صاف كن دشمنند؛ يعنى مدلِ يلتسينى! همه‌ى دستگاهها بايد با مدل يلتسينى به‌شدّت مقابله كنند و نگذارند يك جاه‌طلب، يك فريب خورده، يك مغرض و يك غافل بيايد و حركت را از حالت صحيحِ خودش خارج كند و حالت مسابقه و حالت تعارض به‌وجود بياورد." ( بيانات رهبر فرزانه انقلاب در جمع کارگزاران نظام، 19/4/1379)
گرچه انتخابات 24 آذر و نوع حضور دوم خرداديها در صحنه اين تصور را به وجود آورد که آنان از افراطي‌گري فاصله گرفته‌اند و چهره‌هاي معتدل مي‌خواهند ميدان‌دار آن جناح باشند ولي رويکردهاي اخير علي الخصوص در رسانه هاي ايشان چنين وانمود مي کند که بار ديگر افراطيون آمده اند و با ترساندن اعتداليون از سوء استفاده رقيب قصد دارند خود را در يک صف جلوه دهند و بار ديگر چنان کنند که در هشت سال دوره موسوم به اصلاحات کردند.
اگر چنين با شد بايد پرسيد، آيا در ميان گروه هاي دوم خردادي هنوز از داعيه داران خط امام کسي هست تا اين سخنان آن رهبر کبير را باز خواني کند که فرمود: " اين مساله روشن است كه بين افراد و جناح‌هاي موجود وابسته به انقلاب اگر اختلاف هم باشد ، صرفا سياسي است ولو اينكه شكل عقيدتي به آن داده شود ، چرا كه همه در اصول با هم مشتركند و به همين خاطر است كه من آنان را تاييد مي‌نمايم... اكثريت قاطع هر دو جريان مي‌خواهند كشورشان مستقل باشد ... اختلاف بر سر اين است كه هر دو عقيده‌شان است كه راه خود باعث رسيدن به اين همه است. ولي هر دو بايد كاملا متوجه باشند كه موضعگيري‌ها بايد به گونه‌اي باشد ... كه ذره‌اي از سياست " نه شرقي و نه غربي جمهوري اسلامي " عدول نشود كه اگر ذره‌اي از آن عدول شود ، آن را با شمشير عدالت اسلامي راست كنند... خداوندا! تو شاهد باش من آنچه بنا بود به هر دو جريان بگويم گفتم ، حال خود دانند. ... بايد از واسطه‌هايي كه فقط كارشان القاء بدبيني نسبت به جناح مقابل است ، پرهيز نمود. شما آن قدر دشمنان مشترك داريد كه بايد با همه توان در برابر آنان بايستيد ، لكن اگر ديديد كسي از اصول تخطي مي‌كند ، در برابرش قاطعانه بايستيد ... با تبادل افكار و انديشه‌هاي سازنده مسير رقابت‌ها را از آلودگي و انحراف و افراط و تفريط بايد پاك نمود. من باز سفارش مي‌كنم كشور ما در مرحله بازسازي و سازندگي به تفكر و به وحدت و برادري نياز دارد." ( منشور برادري10/8/67)
آنها که هنوز خود را وفادار به خط امام مي دانند را مخاطب قرار داده ام. آيا به فکر شناسايي واسطه هايي که فقط كارشان القاء بدبيني نسبت به جناح مقابل است فکر کرده ايد؟ بر فرض که اين هشدارها را تنها اصولگرايان داده بودند و هيچ اصلاح طلبي نيز چنين نگفته بود، آيا محکوم کردن برادران منتقدتان - که بر اساس رهنمود امام در تلاشند به بازشناسي افراط و تفريطها روي آورند - به تفرقه افکني صحيح است؟


1386/4/20
[ 7:50:26 PM]