نسخه چاپی

ژنرال ایرانی خار چشم رئیس سازمان سیا

عکس خبري -ژنرال ايراني خار چشم رئيس سازمان سيا

به گزارش نما، كیهان در ستون ویژه های خود نوشت:

ژنرال قهرمان ايراني خار چشم رئيس سازمان سيا

«ژنرال قاسم سليماني مغز متفكر يگان قدس را فردي ميهن دوست، پرحرارت و قهرمان جنگ مي دانند. ظاهرا او در سوريه هم نبايد چيزي كمتر از پيروزي براي ملت ايران به دست آورده باشد».
روزنامه سوئيسي تاگس آنسايگر ضمن درج اين تحليل نوشت: هرگاه رئيس سيا پترائوس به زماني مي انديشد كه ژنرال چهار ستاره در عراق بود، قاسم سليماني علي الدوام جلوي چشم او ظاهر مي شود. سليماني از 32 سال پيش در خدمت سپاه پاسداران است. او در جنگ با صدام شركت داشت و به علت عمليات بي باكانه اش در پشت خطوط دشمن به شهرت رسيد. گزارش مي شود وي جان خود را براي حفظ جان افرادش به خطر مي انداخته است. وقتي ناچار بود فرد ديگري را بفرستد نفراتش را با اشك در آغوش مي گرفت و از كساني كه جان باخته بودند حتي سالها بعد از جنگ به عنوان شهيد ياد مي كرد. اين مطالب را موسسه انترپرايز آمريكا در تحليلي نوشته كه به گزارش هايي از ايران استناد مي كند.

اين روزنامه افزود:از سليماني به عنوان قهرمان جنگ و انساني متهور ياد شده است. سليماني با موهاي خاكستري و لبخند بر لب، مايه و زمينه اسطوره شدن را دارد هرچند كه در ليست ترورهاي آمريكا قرار دارد. كساني از او مي ترسند و كساني او را مي ستايند. وزير سابق امنيت عراق شروان الوائلي از او؛ تمجيد و به عنوان «سيد» قاسم سليماني كه لقبي براي مردان بسيار محترم است، ياد مي كند. طبق گزارش ها سليماني در سال 2006 بدون ماموران حفاظتي در قلب بغداد و منطقه سبز تردد كرده است، با لبخندي در چهره. گزارش مي شود كه آمريكا تازه وقتي فهميد وي مدت ها آنجا بوده كه سليماني به ايران بازگشته بود. معلوم نيست او آخرين بار كي به منطقه سبز بغداد سر زده است.

اسلحه را براي تسويه حساب درون گروهي لازم داريم!

وضعيت شترمرغي گروهك هاي تروريست كومله و دموكرات موجب اعتراض محافل ضدانقلاب شده است كه معتقدند آنها بيشتر باعث بي اعتباري مي شوند تا كمك به اپوزيسيون.
پايگاه اينترنتي روز آن لاين وابسته به طيفي از عناصر اپوزيسيون مقيم پاريس با اشاره به نمايش هاي تبليغاتي گروهك هاي كومله و دموكرات، از قول يكي از مخالفان نوشت: انشعاب هاي مكرر كه در ميان دموكرات و كومله به وجود آمد، داستان جبهه متحد را پيچيده و دست نيافتني تر كرد. پژاك هم كه جاي خود دارد.

اين فعال ضد انقلاب با تاكيد بر عدم اقبال عمومي نسبت به گروهك هاي ياد شده نوشت: نبايد در دام مغالطه افتاد و بين مردم با گروه كوچك و عمدتا سياست زده عضو شبكه هاي مجازي «اين هماني» برقرار نمود.

«صلاح الدين-خ» گروهك هاي مذكور را متهم به گرته برداري و نمايش كرد و گفت: اين احزاب اگر مي خواهند خدمتي بكنند بايد در صورت آمدن بدون سلاح برگردند. اصلا اين يكي از تناقضات بزرگ ديگري است كه بايد به آن رسيدگي شود. بعد از حدود 20 سال از ترك مبارزه مسلحانه، هنوز در اردوگاه هاي اين گروه ها به آموزش نيروهاي مسلح مي پردازند. اينها براي چيست؟ به قول منصور حكمت اين چند ده نفر مسلح كه حتي به درد خلع سلاح اولين پاسگاه روستاي مرزي هم نمي خورند! آيا اينها به عنوان اهرم فشار در بازي هاي سياسي احتمالي در آينده است؟
يادآور مي شود تاكنون چندين بار در ميان گروهك هاي مسلح تسويه حساب هاي خونيني رخ داده و افتضاحاتي را به بار آورده است.

يك نگاهي هم به ما بيندازيد!

روزنامه جديد الانتشار «مغرب» كه علي رغم تلاش بسيار براي مطرح شدن به عنوان يك روزنامه «منتقد» با بي محلي محافل سياسي و رسانه اي روبرو شده است براي رسيدن به آرزوي بر زمين مانده خود، دست به اقدام عجيب و ناشيانه اي زد و در شماره روز چهارشنبه با تيتر درشت اعلام كرد «مغرب فردا منتشر نمي شود» و در توضيح اين كلك كودكانه نوشت «روزنامه مغرب اين تعطيلي خود خواسته را فرصتي مي داند براي آرامش كساني كه حضور يك روزنامه منتقد را برنمي تابند»! و در سرمقاله آورده است «مغرب فردا منتشر نمي شود، نه براي اين كه ما خسته شده ايم، براي اينكه آنها خسته شده اند. آنها كه فكر مي كنند با نبود يك روزنامه آرامش به جامعه باز مي گردد»!!

اين اقدام روزنامه مغرب در حالي است كه به گواهي نسخه هاي موجود مطبوعات كشور و خروجي قابل مراجعه سايت هاي خبري، انتشار يك ماهه مغرب نه فقط كمترين حساسيتي را در پي نداشته بلكه مطالب اين روزنامه با بي محلي و بي اعتنايي كامل نيز روبرو بوده است و نشان مي دهد روزنامه مغرب با اين به اصطلاح «كلك مرغابي»! در پي آن است كه بي محلي انتشار يك ماهه را از طريق جلب توجه به خبر تعطيلي يك روزه جبران كند!

گفتني است روزنامه مغرب قبل از انتشار با صرف هزينه هاي كلان كه تأمين آن از سوي مديران اسمي روزنامه غيرقابل توضيح است، دست به تبليغات گسترده اي زده بود كه اجاره دهها «بيلبورد» در اتوبان ها، جاده ها و استاديوم هاي ورزشي، سفارش آگهي پي درپي در تلويزيون، پخش رايگان و انبوه در ايستگاههاي مترو و برخي از ميادين و... فقط بخشي از اين تبليغات گسترده بوده است.

اين روزنامه پيش از اين با نام «فرهنگ آشتي» منتشر مي شد و هر روز در خدمت يكي از جريانات دست چندم سياسي قرار داشت.

80 درصد ايرانيان خارج كشور به اپوزيسيون بي محلي مي كنند

يك عضو متواري مركزيت گروهك ملي-مذهبي با ناخرسندي مي گويد 80درصد ايرانيان خارج كشور رفتاري متفاوت از اپوزيسيون دارند.

تقي رحماني ضمن مقاله اي در يكي از سايت هاي ضد انقلاب كه از پاريس به روزرساني مي شود، ضمن مرور معضلات اپوزيسيون نوشت: بايد توجه داشت كه ايرانيان خارج كشور در مدت دو دهه اخير رفتاري از خود نشان داده اند، كه مهم است؛ رفتاري كه با صداي بلند خارج از كشور متفاوت است. اكثر ايرانيان به داخل مسافرت مي كنند و سرمايه هاي خرد خود را به ايران برده اند.

وي مي افزايد: بيش از 80 درصد ايرانيان به داخل سفر مي كنند و سال گذشته در حدود 4 ميليارد دلار به ايران پول برده اند. اين رفتارها نشان از چه چيزي مي دهد؟ رفت و آمد به ايران و سرمايه گذاري در آن نشان مي دهد كه ايرانيان خارج از كشور با صداي بلند اپوزيسيون ايراني فاصله عملي دارند. اين ويژگي ها باعث مي شود كه بهره گيري از توان ايرانيان خارج از كشور منوط به درك و رفتار حساب شده از سوي اپوزيسيون باشد».

وي همچنين پرسيده است: چرا ايرانيان خارج از كشور از مختصر فضاي نيمه باز در انتخابات استقبال و در آن مشاركت قابل توجه انجام مي دهند. اما در تجمعات اپوزيسيون محو مي شوند؟
وي تصريح كرده كه اپوزيسيون جمهوري اسلامي دچار تندروي هاي بي حاصل است.
ثبت: ۱۳۹۱/۶/۳۰

نظرات کاربران
نام :
پست الکترونیک:
نظر شما:
کد امنیتی: