نسخه چاپی

تحلیل مناقشه قره باغ در گفتگو با كارشناس قفقاز

عکس خبري -تحليل مناقشه قره باغ در گفتگو با کارشناس قفقاز

همه دولت‌های درگیر در قفقاز رفتارهای پیچیده‌ای از خود نشان می‌دهند و این درسی است برای ما كه حركت بر روی یك ریل ثابت از پیش تعیین شده سنتی دیگر جوابگو نیست.

به گزارش نما، جنگ قره باغ در حالی وارد سومین آتش بس خود پس از یک ماه شده که همانند دوره های گذشته شاهد نقض آن از سوی طرفین هستیم. این بحران که آغاز کننده آن نیز نامشخص است و هر کدام از طرفین ماجرا یعنی جمهوری آذربایجان و ارمنستان، دیگری را متهم به آغاز جنگ می کنند، بر روی زمین با تغییراتی در وضعیت نقشه سیاسی و میدانی دنبال می شود.

این رویه بر خلاف دوره های گذشته جنگ است که در آنها تفاوت چندانی در تغییر سرزمینی را شاهد نبودیم، اما در این دوره بیش از ۲ هزار کیلومتر از خاک منطقه قره باغ به دست نیروهای آذربایجان افتاده است. همچنین در نوع جنگ و کشورهای فعال در آن نیز شاهد تغییرات زیادی نسبت به گذشته هستیم.

برای بررسی بیشتر این جنگ، تحولاتی که در جریان است و نیز آینده ژئوپلتیک منطقه، گفتگویی با علی سعادت کارشناس مسائل ترکیه و قفقاز داشتیم که خلاصه ای از آن از نظر خوانندگان می گذرد.

- اتفاق مهمی در مرزهای شمالی ما در حال شکل گیری است که دامنه آن طولانی خواهد بود. جنگهایی که از سوی آذربایجان از سال ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۴ شکل گرفت، تلاش هایی بود برای بازپس گیری مناطق خود که ناکام مانده بود. دور جدید این درگیری ها بسیار مهم است، زیرا باکو طی جنگ اخیر توانسته بیش از ۱۹۰ روستا را به دست آورد.

- درباره آینده تحولات، چند سناریو متصور است: اول اینکه ارمنستان حاضر شود ۵ شهر را واگذار کند و این شهرها که عمدتاً در ناحیه مرزی ایران هستند به دست آذربایجان افتاده و روسیه نیز ورود کند و اجازه پیش روی بیشتر را ندهد. اما در هفته گذشته اتفاقات دیگری رخ داده و روس‌ها در مناطقی که تصور می شد خط قرمز مسکو باشد مانند شوشا، لاچین و قبادلو اتفاقاً حساسیتی نداشتند و امروز قلعه شوشا در محاصره است و آذری ها با مدل حمله هلالی شکل که یک روش سنتی جنگی ترکیه است به پیشروی ادامه می دهند.

- به نظر می رسد که به زودی قلعه شوشا فتح شود و عدم پیشروی طی روزهای اخیر به دلیل تامل باکو برای تخلیه افراد غیر نظامی است که از یک دالان ۵ کیلومتری دنبال می شود.

- باکو ۲ استراتژی را همزمان جلو می برد: یکی استراتژی محاصره است که در مناطق جدید دنبال می شود و آتش باری شدید مواضع برای تخلیه غیر نظامیان است و دومی کنترل بر گذرگاه لاچین است چراکه دسترسی قره باغ از ارمنستان را قطع می کند. پیش بینی می کنم این هفته اگر شرایط خاص سیاسی خاصی پیش نیاید، چنین اتفاقی رخ دهد.

- درباره آتش بس های اعلام شده اما عملی نشده، باید گفت که عملاً آتش بسی وجود نداشته و تشریفاتی هستند. در ۲ حالت می توان شاهد تداوم آتش بس بود: اول اینکه دو طرف به فرسایش برسند و پیشنهادی از طرف ثالث برای پایان جنگ باشد و دوم اینکه اراده بین المللی شکل بگیرد که آنها را وادار به آتش بس کند. دولت باکو به هر توصیه ای پاسخ مثبت می دهد تا نشان دهد به همه ابتکارها اهمیت می دهد، اما کشوری که دست برتر را دارد و تسلیحات پیشرفته ای داشته و پیشروی های عجیبی طی یکماه گذشته داشته، آتش بس را نقض خواهد کرد و ارمنستان نیز تلاش می کند از طریق بمباران مناطق غیر نظامی، باکو را به آتش بس وادار کند تا شرایط فعلی حفظ شود.

- باکو زمانی پای میز مذاکره خواهد آمد که از حمایتهای ترکیه و نیز حملات خود برای گرفتن مناطق جدید ناامید شود.

- در خصوص نقش ترکیه در این جنگ باید گفت که ترکیه پس از اتفاقات رخ داده در سایر مناطق به دنبال گشایش های ژئوپلتیکی خود است. یکی از مناقشات ژئوپلتیکی که سالهاست از آن رنج می برد و بر سیاست خارجی ترکیه سایه انداخته، مسئله ارامنه است که تحت تاثیر ادعای نسل کشی است. از سوی دیگر ترکیه به عنوان سرزمین مادری ترکها مسئولیتی برای خود تعریف کرده که بر سرنوشت سایر ترکها در دنیا حساسیت داشته باشد.

- ترکیه به صورت سنتی در آذربایجان، منطقه قفقاز و آسیای مرکزی نفوذ دارد و این رویداد گشایشی برای این کشور بوجود خواهد آورد که اگر در میادینی مانند لیبی، شرق مدیترانه و خاورمیانه و عادی سازی روابط اعراب با اسرائیل می تواند جبهه جدیدی از فعالیت تهاجمی دیپلماتیک را برای ترکیه باز کند.

- ترکیه همچنین در این خصوص زمینه همکاری بیشتری را نسبت به روسیه دارد. تحولات سوریه طی ۶ سال گذشته نشان داد که مسکو و آنکارا اهل معامله و همکاری هستند و آنکارا می تواند به سرعت تغییر موضع داده و همکاری کند. وقتی بیشترین درگیری ها را ترکیه و روسیه در یک منطقه دارند، مانند سوریه و قفقاز، بیشترین همکاری ها را نیز با هم دنبال می کنند.

- حمایت معنوی و فضای احساسی که در ترکیه ایجاد شده، پشتوانه محکمی برای الهام علی اف است که مسیر خود را ادامه دهد.

- درباره دخالت ترکیه در جنگ قره باغ باید گفت که مطالبه ای در درون ساختار اجتماعی و سیاسی در ترکیه وجود دارد که مناقشات خود را با کشورهای منطقه حل کند که یکی از آنها مناقشه ارامنه است. آنها تصور می کنند که با حل مسئله ارمنستان بسیاری از مسائل منطقه ای شان حل می شود. از سوی دیگر، برخی گروهها مانند پ ک ک در مناقشه قره باغ حضور دارند و این خط قرمز ترکیه است که هر کجا آنها باشند، آنکارا نیز فعال است.

- ترکیه به آینده سیاسی قفقاز نیز فکر می کند و منافعی که از خطوط انرژی آنجا فراهم می شود و همچنین حضور فرهنگی خود در این منطقه. در اصل ترکیه برای حضور خود در قفقاز بدنبال تاریخ سازی است.

- پیش بینی می کنم که پس از سقوط پاشینیان در ارمنستان، موضوع عادی سازی روابط با این کشور در دستور کار باکو و آنکارا قرار بگیرد. جامعه ارمنستان طی سه دهه گذشته تحت تاثیر قره باغ بوده و با حل و فصل این ماجرا، دوره رشد و توسعه ارمنستان نیز آغاز خواهد شد.

- درباره ابتکار عمل ایران در بحران قره باغ نیز باید گفت که واکنش علما در مناطق ترک نشین بسیار مهم بود و به موقع به مسئله ورود کردند و متعاقب آن، تهران با طرح ابتکار مثبت فعال وارد صحنه شد و تحولات را خوب درک کرد. ایران سالهاست حمایت خود را بر حل و فصل نرم و آرام و مبتنی بر گفتگوها پیگیری کرده است. عراقچی دست پر وارد شده و حامل طرح هایی بود که حمایت از تمامیت ارضی آذربایجان بوده و مسائل انسانی که ممکن است تحت تاثیر جنگ باشد را مورد تاکید قرار داد.

نقدی که در این بین وجود دارد این است که تهران کمی دیر وارد میدان شد. باید در آینده زودتر تصمیم گرفت، سناریوهای متفاوت داشته باشیم و در اتاق فکرهایمان فعالتر باشیم.

- اینکه هیچ پیشنهادی مورد قبول واقع نمی شود به خاطر دسترسی نظامی و میدانی طرفین و پیروزی های باکو در میدان است. باکو زمانی از طرح ها به صورت عملی استقبال می کند که از صحنه راضی شده باشد و یا جنگ وارد مرحله فرسایش شود.

- دولت علی اف معتقد است که مناطق اشغالی با جنگ اشغال شده و باید با جنگ آزاد شود.

- نکته دیگر صبر استراتژیک باکو است. علی اف معتقد است که اگر میز مذاکره پاسخگو بود طی ۳ دهه گذشته عمل می کرد.

- باید در آینده کمی فعالتر ظاهر شویم. البته در همین حد هم قابل توجه است که باعث می شود ترکیه و روسیه، ایران را نادیده نگیرند. ضمن اینکه ما بیشترین مرزها را در این بحران داریم.

- در آینده تحول مهمی در ژئوپلتیک منطقه رخ خواهد داد. دولت پاشینیان در آینده نزدیک سقوط خواهد کرد چراکه کارایی خود را از دست خواهد داد. عطش آذربایجان برای ورود به ناتو، ایران را تهدید کرده و روسیه را حساس می کرد که با گرفتن مناطق اشغال شده، این عطش کاهش خواهد یافت. همچنین خرید تسلیحاتی در منطقه از سوی باکو کاهش می یابد و آرامش بوجود آمده منجر به توسعه اقتصادی در منطقه خواهد شد.

- درباره نقش روسیه باید گفت که کشورهای منطقه متوجه شدند که هر دولتمردی در پی غربی‌سازی کشورش باشد، تاوان سختی خواهد داد و پاشینیان در حال پرداخت آن است. در آینده دولت مستقل تری در ارمنستان روی کار خواهد آمد که وابستگی کمتری به غرب خواهد داشت. روسیه نقش آفرینی جدیدی در منطقه را در پیش گرفته است.

- ترتیبات سیاسی، امنیتی، اقتصادی و نظامی در قفقاز جنوبی به هم خورده و در هفته‌های پیش رو شاهد تحولات مهمی خواهد بود.

- اگرچه باکو اعلام کرده که انبارهای تسلیحاتی ارمنستان در قره باغ را نابود کرده، اما هر اتفاقی ممکن است و گزینه های مهم کشورها در هفته های آخر رو خواهد شد. هم ایران، هم ترکیه، هم روسیه و هم آمریکا و نیز کشورهای درگیر، فعالیتهای خود را در روزهای آینده تشدید خواهند کرد.

- همه دولتهای درگیر در قفقاز رفتارهای پیچیده ای از خود نشان می دهند و این درسی است برای ما که حرکت بر روی یک ریل ثابت از پیش تعیین شده سنتی دیگر جوابگو نیست و باید منافع منطقه ای و بین المللی خود را بازتعریف کنیم. سیاست خارجی مبتنی بر واکنش باید کنار گذاشته شده و فعالتر رفتار کرد.
منبع: تسنیم

۱۳۹۹/۸/۱۱

اخبار مرتبط
نظرات کاربران
نام :
پست الکترونیک:
نظر شما:
کد امنیتی:
 

آخرین اخبار...