نسخه چاپی

ماجرای چك سفید امضاء برای روضه

عکس خبري -ماجراي چک سفيد امضاء براي روضه

رئیس كانون مداحان استان تهران معتقد است ما مداحان آمده‌ایم با امام حسین(ع) به سعادت دنیا و آخرت برسیم نه اینكه با خون سیدالشهدا تجارت كنیم.


به گزارش نما، در گذشته بسیاری از جوانان مشتاق شعر و نوای آیینی در سایه راهنمایی‌ها و مشورت‌های موسپیدان آستان نوکری آل‌الله زانو می‌زدند و کسب فیض می‌کردند. حمید منتظر مداح پیشکسوت از جمله افرادی است که از هیچ کوششی برای هدایت نسلی که بسیار به آنها امیدوار است فروگذاری نمی‌کند. بسیاری از مادحین و شاعران برجسته حوزه شعر اهل‌بیت (ع)، حاصل زحمات منتظر و ممارست او در آموزش نوجوانان در آن روزگار و هم‌اکنون است.

حاج حمید منتظر در قضایای مداحی و نوکری برای اهل‌بیت (ع) با کسی تعارف ندارد و به صریح‌ترین شکل ممکن نقدش را عنوان می‌کند. گفت و گویی با "حمیدمنتظر" مداح و پیرغلام اهل‌بیت شده است که این پیرغلام سیدالهشدا برایمان از مسیری بگوید که باید طی کنی تا به مقصد برسی و دلت آرام گیرد.



*مجمع انصارالحسین از چه سالی و با چه هدفی تأسیس شد؟

مجمع انصارالحسین در سال ۱۳۷۰ در مسجد محمد مصطفی در خیابان هفت‌چنار و با هدف آموزش مداحی با حضور مرحوم آیت‌الله حدیدی و مرحوم نادعلی کربلایی افتتاح شد. مرحوم طالع اسماعیل ولی‌خانی و مرحوم اژدری و برادران بازوبند نیز در این محفل حضور می‌یافتند. هدف از تشکیل این محفل، یادگیری اصول و فنون مداحی بود. حالا ۳۰ سال از آن می‌گذرد.



اصول مداحی بر چه پایه‌ای استوار است؟

اصل اولیه یادگیری برای مداح، تقوا است. کسی که تقوا نداشته باشد آمدنش در این وادی، بی‌خود است. فنون مداحی اما اکتسابی است و باید تحت نظر استاد به فراگیری فنون بپردازد. خیلی‌ها در این سال‌ها که کرونا آمده است از من خواسته‌اند که جلسات را به‌صورت مجازی برگزار کنند. من با جلسات مجازی مخالفم. شاگرد باید در مقابل استاد زانو بزند و اشکالات شاگرد توسط استاد برطرف شود. ما هدف‌مان از تشکیل جلسات آموزش مداحی سنتی بر این پایه بود که مداحی سنتی جایشگاهش را تثبیت کند. مداحی، آداب خودش را دارد. شاکله یک مداح قدیمی و بزرگان این عرصه بر این بود که عبا و قبای بلندی را می‌پوشیدند، عرق‌چین و فینه بر سر می‌گذاشتند تا همگان متوجه شوند این شخص، یک مداح و روضه‌خوان است. امروز اما اینطور نیست.

متأسفانه برخی حتی حرمت دستگاه سیدالشهدا را نگه نمی‌دارند. بزرگان ما یاد دادند که بدون وضو در منبر ننشینید و با عبا روضه‌خوانی کنید. در محضر اساتید ایستاده بخوانید و بگذارید بزرگان معایب شما را برطرف کنند. چند روز پیش کلیپی بهم نشان دادند که جوانی در حال نوحه‌خوانی بود و شکل و شمائل ایشان خیلی نامناسب بود.گریه کردم به مظلومیت اباعبدالله که این جوان موهایش را همانند فردی که در مجالس لهو و لعب می‌رود اصلاح کرده است. اصلاً این فرم در قالب نوکری سیدالشهدا نیست. برخی از مداحان، مسیر را گم‌ کرده‌اند. ۱۰ ماه است که به عنوان ریاست کانون مداحان استان تهران معرفی شده‌ام. تا جایی که بتوانم مداحی سنتی را به مردم معرفی خواهم کرد.

برای ما بد است که در یک محفل سینه‌زنی، جوانان را به سمت و سویی با فرم‌های مختلفی هدایت می‌کنند. مثلاً شلوار خانگی می‌پوشند و یا خواننده‌اش هر دفعه شکل و شمائلی برای خودش درست کرده و سربندهای نامتعارفی به سر می‌بندد. من نمی‌دانم این مسائل چگونه وارد فضای عزاداری شده است. یا مثلاً حرکات صوفی‌گرانه در مداحی و سینه‌زنی و رقص سماع انجام می‌دهند؛ این مراتب در دستگاه سیدالشهدا جایی ندارد.

عزاداری در این باب، آدابی دارد. اخیراً شنیده‌ام که زیارت عاشورا را زیرصدا خوانده‌اند؛ ولله حرام است. قرائت زیارت عاشورا فلسفه‌ای برای خودش دارد. آنکسی که این کارها را انجام می‌دهد یقیناً در حق امام حسین (ع) و امام زمان (عج) خیانت می‌کند. چنان چوبی خواهد خورد که صدا نداشته باشد. دستگاه سیدالشهدا محل بازی و این مسائل نیست. مردم با روایت "ان‌الحسین سفینه‌النجاه" مأنوس شده‌اند و این وادی با آهنگ و سبک‌های غیر شرعی مطابقت ندارد.



*خط‌مشی مداح را چه کسی می‌دهد. یعنی این احساس نیاز چگونه بدست می‌آید؟

خط‌مشی را رهبر انقلاب در دیدار سالیانه‌شان با مداحان عنوان می‌کنند. این مسائل باید سرلوحه مداحان قرار بگیرد. همه می‌دانیم که دشمن فقط از طریق نفوذ در هیئت‌های مذهبی می‌تواند به مکتب شیعه و نظام اسلامی ضربه بزند. این حقیقتی است که دشمن از راه‌های مختلفی به بدنه هیئت و جریان مداحی نفوذ کرده است و با دادن پول‌ و امتیازات مادی، به دنبال این است که راه و روش عزاداری را تغییر دهد تا بتواند به اهدافش دست یابد.

مرحوم ناظم در چهارپایه می‌ایستاد و نوحه‌خوانی می‌کرد. بلندگویی هم نبود، سینه‌زن‌ها خودشان جواب می‌دادند و همان شعر و نوحه در وجود مستمع می‌نشست. سال‌ها از این نوحه‌ها می‌گذرد و همچنان در ذهن مستمع و مخاطب نشسته‌ است. کاری که برای امام حسین باشد چراغش بیشتر روشن می‌ماند. بسیاری از این سبک‌های جدید بعد از مدتی از یادها می‌رود اما مثلاً نوحه "از حرم تا قتلگه زینب صدا می‌زد حسین" بعد از سالیان سال هنوز ماندگار است.

بنای ما نباید بر افزایش تعداد مستمع و مخاطب باشد. باید دید مداحِ جلسه آیا توانسته با سبک و شعری که ارائه می‌دهد اغلب مستمعین را در مسیر حقیقت قرار دهد. گاهی می‌گویند فلانی ۲۰ هزار مستمع دارد؛ بنابراین باید ۲۰ سال دیگر نیز این مستمع و مخاطب همراه این هیئت و مداح باشد و اگر اینطور نباشد یعنی مستمع گذرا و لحظه‌ای به این مراسم می‌آمد. الان هیئت‌های قدیمی همانند پیرعطا یا بنی‌فاطمه خیابان سرچشمه را ببینید، پیرمردها و افراد سن‌بالا پس از گذشت ۸۰ سال هنوز به این هیئت می‌آیند، این ماندگاری یعنی هیئت در مسیر صحیح قرار گرفته است.

با خون امام حسین (ع) تجارت نکنیم

خواننده‌ها و مداحان قدیمی، نفس‌شان گیرا بود. این نفس و گرمای وجودشان در خانواده‌هایشان نیز تأثیر می‌گذاشت. مرحوم حاج احمد شمشیری وقتی فوت می‌کند، همسرش گوشه کفنش را می‌گیرد و می‌گوید اگر راست می‌گویی ۳۰ سال نوکری اباعبدالله را کرده‌ای، من را هم با خودت ببر. چند ساعت پس از تدفین مرحوم شمشیری، همسرش نیز از دنیا می‌رود یا مرحوم ناظم در حال روضه‌خوانی بود که خبر فوت فرزندش را به او می‌دهند. می‌گوید فعلاً دارم روضه امام حسین می‌خوانم. ببینید آنها چه ارادتی داشتند؛ اما امروز برخی مداحانف مدیربرنامه دارند و پاکت‌های میلیونی را مطرح می‌کنند. آنها با خون امام حسین تجارت می‌کنند. ای جوانانی که از این راه ارتزاق می‌کنید این را بدانید که امام حسین کشته نشد که ما با خونش تجارت کنیم. ما آمدیم نوکری کنیم. خواهش می‌کنم این بساط‌ها را جمع کنید.

در دورانی جوانی، درگیر خرید خانه بودم. گرفتاری شدید مالی داشتم. ۲۰ روز مانده به ماه محرم در حالیکه ۴ جلسه را برای همان سال هماهنگ کرده بودم از یکی از شهرستان‌ها تماس گرفتند و درخواست کردند که محرم امسال را به اینجا بیا و چک سفیدامضایی را نیز برایم فرستاده بودند تا مبلغش را خودم بنویسم. من هم در همان لحظه پیش خودم گفتم باید دو نفر را برای تهران هماهنگ کنم و خودم به شهرستان بروم تا به‌واسطه پاکتی که می‌گیرم همه بدهکاری‌هایم را بپردازم. چک را در جیب گذاشتم و راهی خانه شدم؛ موضوع را به مرحوم همسرم در میان گذاشتم، دیدم ناراحت شد و خیلی عصبانی شد. گفتم چه مشکلی پیش آمده که ناراحت شدی؟ گفت که تا الان فکر می‌کردم با نوکر امام حسین ازدواج کرده‌ام امروز متوجه شدم با یک تاجر ازدواج کرده‌ام. من از این خانه می‌روم. تذکری که همسرم داد، تلنگری به من زد، موتورم را روشن کردم و چک را برگرداندم.
منبع: تسنیم

۱۴۰۰/۶/۳

اخبار مرتبط
نظرات کاربران
نام :
پست الکترونیک:
نظر شما:
کد امنیتی: