نسخه چاپی

تمایل آمریكا برای تقسیم قدرت با ایران

عکس خبري -تمايل آمريکا براي تقسيم قدرت با ايران

«نه آمریكا و نه اسرائیل بدشان نمی آید فرمولی برای تقسیم نفوذ در منطقه را با ایران تبیین كنند، با نگاه به وضعیت ژئوپولیتیك كنونی می توان گفت این فرمول مورد نظر دور از دسترس نیست چرا كه عراق، سوریه و لبنان به كشورهای تحت الحمایه ایران تبدیل شده اند.»

به گزارش نما به نقل از جام، همزمان با تشدید اختلافات آمریکا و عربستان، وب سایت العربیه (وابسته به عربستان سعودی) در یادداشتی زیر عنوان "گام های خطای آمریکا در منطقه" به انتقاد از سیاست های ایالات متحده در قبال ایران، اعراب، سوریه، مصر، فلسطین، افغانستان و ... پرداخته است.

خلاصه ای از این نوشتار در پی می آید:

یک ضرب المثل معروف می گوید: «بدبینی از عقل است». بر این اساس، شاید به جا باشد که در این شرایط به بررسی جدی اولویت های راهبردی آمریکا در جهان عرب در دوران باراک اوباما بپردازیم. ویژگی های راهبرد آمریکا در این زمینه بر هر کسی روشن است مگر آنهایی که به خوش بینی عادت کرده اند و البته همینطور گروهی که معتقدند آمریکا دائما در پی یافتن راه هایی برای تحکیم روابط با اعراب است. متأسفانه آنچه در چند هفته اخیر رخ داد بیانگر این واقعیت است که آینده اعراب در پایین ترین سطح در فهرست اولویت های آمریکا قرار دارد و حاکمیت دول عربی هم آنچنان اولویت بالاتری ندارد.

بحران سوریه چالشی واقعی بود که جنبه ای دردآور از این حقیقت را نشان می دهد. در همین حال بحران سوریه همچنان فقط جزئی از کل است. نیازی به گفتن نیست که راهبرد واشنگتن برای حل و فصل پرونده فلسطین همچنان با دیدگاه اسرائیل مطابقت دارد. علاوه بر این، با توجه به شیوه برخورد اخیر آمریکا با مصر، روشن شده است که واشنگتن بیشتر رویکردی دوپهلو بر پایه واکنش ها را اتخاذ کرده است تا راهبردی درازمدت مطابق موضع سیاسی و جمعیتی مصر در منطقه. نکته مهم دیگر این است که سیاست «گشایش» اخیر اوباما با ایران، بی تفاوتی و معایب ساختاری جدی در سیاست خاورمیانه ای کنونی واشنگتن را به رخ می کشد.

در همین حال باید به یاد داشت که جنگ افغانستان، به عنوان عاملی اساسی در تسریع سقوط اتحاد شوروی، هرگز بدون چهره های «جهادی» [القاعده و طالبان] نمی توانست پایان یابد، چهره ای از اسلام که واشنگتن پیش از رها کردن آن در آستانه پیروزی بر اتحاد شوروی آنرا تغذیه می کرد. در پی آن، آمریکا خود را در مواجهه با همان جریان های «جهادی» یافت و بعد از حملات یازده سپتامبر در جنگ آشکار با آن قرار گرفت.

امروز اوباما حمایت از آرمان فلسطینی را به دفاع از امنیت اسرائیل تبدیل کرده است بدون آنکه به صورت جدی با موضوع شهرک سازی برخورد کند یا توجهی داشته باشد به خطرات ارتباط طبیعی بین نهادهای سیاسی و نظامی اسرائیل و گروه های مذهبی یهودی هوادار شهرک سازی.

درباره ایران هم رئیس جمهور آمریکا ترجیح داده است روابط واشنگتن با تهران را به مسئله توسعه سلاح های هسته ای منحصر کند. این بدان معنی است که نه آمریکا و نه اسرائیل بدشان نمی آید فرمولی برای تقسیم نفوذ در منطقه را با ایران تبیین کنند، فقط به شرط آنکه ایران از توسعه سلاح های هسته ای خودداری کند. با نگاه به وضعیت ژئوپولیتیک کنونی می توان گفت این فرمول مورد نظر دور از دسترس نیست چرا که عراق، سوریه و لبنان به کشورهای تحت الحمایه ایران تبدیل شده اند.

این برداشت از دیدگاه واشنگتن ممکن است بدبینانه به نظر آید، اما واقع بینانه هم هست. به جای اینکه دچار توهم شویم، باید از مدت ها پیش با سیاست واشنگتن همانطور که هست روبرو می شدیم.
ثبت: ۱۳۹۲/۸/۲

نظرات کاربران
نام :
پست الکترونیک:
نظر شما:
کد امنیتی: