نامزد پوششی یا "علی البدل"

صالح اسكندری

یکی از چالشهای جریان اصلاحات از ابتدای دهه 70 تا کنون "جناح بندی نافرمان" و از هم گسیخته بوده است. این جناح گرایی نافرمان، در پیوند با گروهی که امروز تحت عنوان "اعتدال" دولت را در دست دارند بیشتر از گذشته به چشم می آید. البته در گذشته ای نه چندان دور، نقش تعادل بخش مرحوم هاشمی رفسنجانی سبب شده بود زخم ها چندان سرباز نکند و شکاف بین اصلاح طلبان و اعتدالی ها در انظار عموم به نمایش در نیاید اما با درگذشت مرحوم هاشمی رفسنجانی بسیاری از معادلات گذشته به هم ریخته است. در حالی که تلاشهای اصلاح طلبان برای حضور در ستاد انتخاباتی روحانی ناکام ماند و این ستاد انتخاباتی با محوریت "تیم امنیتی" اطراف رئیس جمهور تشکیل شد - جلسات این ستاد برخلاف گفته آقای نوبخت، هر هفته چند بار برگزار می شود و کمیته های استانی آن نیز تشکیل شده است- اما اصلاح طلبان دست از سر پریزیدنت بر نمی دارند و شرط و شروطی را به آقای روحانی ابلاغ کرده اند که وی را در محذوریت شدیدی قرار داده است.

یکی از این شرط و شروط معرفی نامزد پوششی است که البته استدلالاتی هم به همراه خود یدک می کشد؛

اول اینکه نامزد پوششی می تواند در اثنای تبلیغات به کمک آقای روحانی بیاید و در توجیه وضعیت موجود به وی کمک کند و به تعبیری باطری به باطری کنند.

دوم اینکه نامزد پوششی می تواند مانع از سیبل شدن آقای روحانی در مناظرات شود و شبیه به موسوی و کروبی در مناظرات 88 با هم دیگر پاسکاری کنند.

سوم اینکه با توجه به رای منفی روحانی که قریب به 40 درصد است احتمال شکست نه تنها وجود دارد بلکه بسیار بالاست پس چرا باید اصلاح طلبان همه تخم مرغ های خودشان را در سبد روحانی بگذارند؟!

چهارم اینکه حضور یک یا چند اصلاح طلب در کنار روحانی باعث می شود که این جریان خود را مقصر وضع موجود جلوه ندهد و اصلاح طلبان هم در کنار سایر جریانات سیاسی مدعی نقد وضع موجود شوند.

پنجم اینکه نامزد پوششی می تواند با انصراف لحظه آخری به نفع روحانی امتیاز بیشتری از دولت دوازدهم را نصیب اصلاح طلبان نماید.

با این همه استدلال اما روحانی تا کنون دست رد به سینه اصلاح طلبان زده است چرا که می داند با پذیرش نامزد پوششی خود را در یک وضعیت چندگانه قرار می دهد؛

یا باید علی البدل بودن نامزد پوششی را بپذیرد و در مقطعی از انتخابات به نفع وی انصراف دهد و یا قبول کند که در شرایطی مجبور به رقابت با نامزد پوششی و صرف نظر از رای اصلاح طلبان شود و یا اساسا از هم اکنون در مقابل تمام شرط و شروط اصلاحاتیان برای دولت دوازدهم سر تعظیم و تمکین فرود آورد تا نامزد پوششی به نفع وی در هفته آخر انصراف دهد با علم به اینکه می داند در عین ٤ سال نامزد پوششی منصرف، مثل عارف غر می زند که این رای متعلق به من بود و اگر من نبودم چه و چه... .

از همه اینها بگذریم نامزدهای پوششی هم برای خودشان حرف و حدیثی دارند. تا کنون اسامی آقایان جهانگیری، عارف، ظریف، پزشکیان، واعظی و قاضی زاده هاشمی بر سر زبان ها افتاده است. اما از این قطار اسامی در "ایستگاه پوششی" مسافران زیادی پیاده شدند. در واقع آقایان تا مطلع می شوند که قرار است نامزد پوششی مثل "صفحات فیک" در اینترنت باشند پا عقب می کشند و دون شان خود می دانند در تئاتر رقابت با آقای روحانی شرکت کنند و به اصطلاح نامزد پوششی برای آقای روحانی باشند.عده ای هم از نامزدهای دولتی هم می گویند ما نمی آییم مگر آقای روحانی بگوید اگر هم گفت که بیا آن وقت واقعا با روحانی رقابت می کنیم!

چند روز تا ثبت نام نامزدها باقی نمانده است و تصیم گیری در این جناح گرایی نافرمان، با شرایطی که اقای روحانی در افکار عمومی دارد، سخت تر از همیشه است.

۱۳۹۶/۱/۱۶

اخبار مرتبط