بزرگترهاي اصلاح طلب به رفقايشان كمك كنند

حكومت داری به سبك قبیله داری

ماجرای خانم راستگو بركات بسیاری داشت. برای خیلی ها درس داشت كه باید به وقتش گفت و نوشت. رفتار خانم راستگو نه تنها برای اصلاح طلب ها بلكه برای اصولگراها نیز آموختنی بود. اما این روزها هجمه اصلاح طلب ها به خانم راستگو هجمه خطرناكی است كه دودش اولا چشم اصلاح طلب ها را به درد می آورد. انتقادی كه به الهه راستگو می شود حرف تاریخی منتقدین اصلاح طلبی است كه امروز به شكل ناشیانه ای در نقد خانم راستگو مطرح می شود.

به گزارش نما به نقل از الف، توصیه می شود بزرگترهای اصلاح طلبی وارد شوند و کمک دهند. سابقه مردمی جریان اصلاحات در خطر است.

از دو روز پیش تا امروز اصلاح طلب های شورای شهر و برخی رسانه های اصلاح طلب که ویژگی مشترک هردوی آنها تازه نفسی است الهه راستگو را به باد انتقاد کردند و حرف ته دل شان را سر زبانشان آوردند.

انتقاد اصلاح طلبان به الهه راستگو صراحتا این است که" چرا خلاف اصلاح طلبی عمل کردی و به قالیباف رای دادی؟ " یک عضو شورای شهر با سادگی و البته صداقت می گوید ما برای وارد شدن به لیست اصلاح طلبان امضا دادیم و نباید خلاف گروه و جریان عمل می کردیم. دیگری البته صادقانه تر می گوید قالیباف عملکرد خوبی در شهرداری داشت و مشکلی فکری هم نداشت و ما هم نقدی نداشتیم اما نباید خلاف اصلاح طلبی رای می دادیم. دیگری می گوید وی به کسانی که با رایشان به شورا آمده خیانت کرده است.

حزب اسلامی کار نیز خانم راستگو را به مرز تعلیق از فعالیت حزبی برده است. به این بهانه که چرا به تشخیصت مبنی بر انتخاب شهردار کارآمد عمل کردی؟

ابتدا که این حرفها را یک روزنامه اصلاح طلب زد به حساب کم تجربه ای گذاشتیم که حرفهای مگوی هم سفرگی را سربازار بردند. ولی الان که تعداد دیگری از اصلاح طلب ها تکرار می کنند جای نگرانی برای حیثیت اصلاح طلبی است.

خانم راستگو قالیباف را در اداره شهر و کارآمدی و سابقه در مدیریت، مناسب تر از هاشمی دیده اند. الان تکلیف چیست؟ باید به رای حزب باشند یا صلاح مردم؟

فرض کنید درخواست اصلاح طلب ها از خانم راستگو عملی شود و اصولگرا و و اصلاح طلب متعهد به امضای حزب باشند. آنوقت چه اتفاقی می افتد؟ با چند مثال روشن می شود.

مجلس اصولگرا به هیچ یک از وزرای کابینه آقای روحانی نباید رای می داد.
مجلس اصولگرا باید بدون بررسی و چشم بسته همه لوایح دولت را برگرداند.
در تمامی کمسیون ها باید طرح پیشنهادی اقلیت اصلاح طلب ندیده آرشیو شود.
نماینده های شورای شهر و مجلس پیش از مشورت با رئیس حزب در هیچ جلسه ای نظر کارشناسی ندهند.
از آنسو؛ دولت محترم اعتدال هرجا بین منافع ۵۰ و اندی درصدی که بهش رای دادند با بقیه تعارض شد باید به نفع حامیانش عمل کند. مثلا پیشنهاد می شود یارانه نقدی را از طرفداران جلیلی بگیرد و بدهد به ۵۰ و اندی درصد باقی.
پیشنهاد می شود همه مدیران اصولگرا از دولت اخراج شوند و جایگزین آن اصلاح طلب ها به کار گرفته شوند. نیازی به آزمون و کارآمدی هم نیست. هرکس عکس خاتمی در کیف جیبی اش داشت اصلاح طلب است و محق.
برای تحکیم بیشتر روابط حزبی پیشنهاد می شود مردم نیز همچون اعضای شورای شهر "تفتیش رای" شوند تا ۵۰ و اندی درصد با نشان شهروند درجه یک اعتلا یابند.

از این دست پیشنهادات باز هم هست و می شود کمپین حکومت داری به سبک قبیله داری راه انداخت.

به این فهم لازم است تا دیر نشده بزرگترهای اصلاح طلب به دوستان تازه نفسشان کمک و راهنمائیشان کنند.
کار حزبی برای رقابت سیاسی است. وقتی فردی وارد حاکمیت شد باید لباس حاکمیت بپوشد و برای رفاه نه تنها رای دهندگان بلکه آحاد جامعه کار کند. احمدی نژاد بعد از پیروزی سال ۸۸ با مخالفین خود همین رفتار را داشت که آن آشوب راه افتاد.

فرض کنید خدای ناکرده این حرف امروز اصلاح طلب ها به گوش مردم برسد. مردم پیش خود چه فکری می کنند. یک نفر قالیباف را برای بالابردن رفاه جامعه مناسب تر دیده است اما انقدر حق ندارد که فارغ از تصمیم حزبش به بررسی کارشناسی خودش عمل کند.به تعبیر دیگر بالابردن رفاه حزبش مهم است یا رفاه جامعه؟ اصلاح طلب ها می فهمند چه می گویند؟

کسانی که با رای مردم وارد شورا و یا مجلس می شوند نماینده مردم هستند نه نماینده حزب. شخصا به الهه راستگو برای شورای شهر رای دادم. الان چطور می شود تفکیک کرد که راستگو باید به رای امثال من رفتار کند و یا طرفداران اصلاح طلبش؟ راستگو و امثال وی نماینده همه مردم هستند؛ موافقان و مخالفانش. حتی نماینده تحریمی ها هم هستند.

مردم برای انتخاب یک نفر برای شورای شهر، پای صندوق می روند، نه رای به نماینده یک حزب. ساده تر اینکه این فرد قرار است برود شهریاری کند نه کار حزبی. مردم البته ممکن است به هر دلیلی فردی که در لیست اصلاح طلبان است را ترجیح دهند.اما نه به این معنا که حزب تصمیم بگیرد و نمانیده آنها مصلوب الاختیار باشد. حقوق از نظام جمهوری اسلامی می گیرند تا برای مردم کار کنند نه مواجب از حزب. اگر اینطور است چرا اصلا نماینده انتخاب می کنیم؛ حزب انتخاب کنیم. بجای ادم نیز ربات گذاریم تا نظر رئیس حزب را در شورا اعلام کند. این پیشنهاد مقرون به صرفه تر نیست؟

رقابت حزبی برای قبل از انتخابات است. فعالیت حزبی نیز برای ایجاد پایگاه اجتماعی و طرفدار جمع کردن است. همه اینها برای این است که حزب به قدرت برسد تا بتواند کشور را به بهترین نحو اداره کند. وقتی به قدرت رسید مساله دیگر توسعه کشور است نه توسعه حزب. به همین دلیل گفته می شود وقتی وارد حاکمیت شد، دیگر نماینده حزب نیست بلکه نماینده همه مردم است. یعنی اگر جائی بین دوراهی منافع حزب و منافع مردم قرار گرفت، کدخدائی را انتخاب کند نه هم قبیله گی.

یعنی این مساله انقدر غامض است که دوستان اصلاح طلب متوجه آن نمی شوند. تاکید می شود بزرگترهای اصلاح طلب کمک کنند. مردم حرف مگوی ته دل و رازهای پستوخانه ای اصلاح طلبان را کف دست و نوک زبان ببینند نه از اصلاح طلبی بلکه به حاکمیت بی اعتماد می شوند.

۱۳۹۲/۶/۱۹

اخبار مرتبط