آیا حل بحران سوریه به تجزیه عربستان می‌انجامد

حل بحران سوریه به نفع محور مقاومت و كاهش تكیه آمریكا به منابع انرژی، زمزمه‌های تجزیه عربستان در محافل تصمیم‌ساز واشنگتن را ایجاد كرده است.

به گزارش نما، تسنیم به نقل از خبرگزاری الشرق الجدید نوشت: بحران سوریه کم کم به سمت حل و فصل شدن به پیش می‌رود. پیش‌بینی می‌شود که آمریکائیها با نادیده گرفتن هم‌پیمانان، شرکای اروپایی خود، ترک ها و سعودی ها زمینه سازش را فراهم کنند. مخالفان دولت سوریه نیز بزودی در صورت موافقت حامیان آنها، با پذیرش خفت و خواری راهی ژنو 2 خواهند شد.
به نظر می‌رسد توافق آمریکا و روسیه در مسئله سلاح های شیمیایی سوریه، شامل موضوعات دیگری نیز شده است، امری که باعث شده عربستان در روابط خود با آمریکا به شکلی بی‌سابقه خود را خشمگین و ناراضی نشان دهد. در این میان سردمداران پیر سعودی، محافظه‌کاری و سیاست رسانه‌ای خود را کنار گذاشته و ضمن وادار کردن ائتلاف مخالفان به خودداری از حضور در نشست ژنو 2، مواضع جدیدی را در قبال مسائل کنونی منطقه اتخاذ نموده‌اند. این رویکرد عربستان باعث شده است تا آمریکائیها در تهدیدات خود اعلام کند که به مخالفان داخل سوریه توجه خواهد کرد. همان‌ها که از زمان آغاز نبردها، اعلام کردند که به حل وفصل مسالمت آمیز و تقسیم قدرت با نظام حاکم فکر می‌کنند.
به نظر می‌رسد بنا به گفته یکی از کارشناسان آمریکایی، آمریکا که به سمت خودکفایی در حوزه نفت و گاز حرکت می کند، در پرتو این دستاورد جدید در حال بررسی گزینه های استراتژیک خود در آینده است. باید گفت این دستاورد جدید، یکی از عوامل مهم تغییر استراتژی آمریکا در خاورمیانه به شمار می‌رود. افزون بر آنچه گفته شد آمریکا دوست ندارد تجریه زیانبار عراق و افغانستان را در سوریه تکرار کند. تجربه‌ای که هزینه‌های دو چندانی را در آینده برای این کشور در پی دارد و بار آن به مراتب سنگین تر از امتیازی است که درقالب سازشی فراگیر در منطقه بدان تن خواهد داد.
دیر یا زود بحران سوریه با سازش روبرو خواهد شد. این سازش، سرآغاز توافقی گسترده‌تر بین آمریکائیها و روس‌ها خواهد بود، چرا که آمریکائیها در نهایت درخواهند یافت که چاره‌ای جز پذیرش تقسیم نفوذ خود در خاورمیانه ندارند. حوزه این نفوذ، شامل بسیاری از پرونده‌های استراتژیک، توافقنامه‌های عمرانی، نفت و غیره می‌شود. در صورت تقسیم نفوذ آمریکا، بازنده‌های میدان سوریه متحمل خسارت‌های بیشتری می‌شوند. باید گفت دلایل این توافق گسترده به شرح زیر است:
- سرمایه گذاری روسیه در منطقه ( به طور خاص نفت و انرژی). به عنوان مثال در حوزه انرژی هسته‌ای، اردن اعلام کرده است که دولت این کشور و روسیه برای ساخت اولین نیروگاه هسته‌ای در اردن به توافق رسیده اند. قرار است شرکت روسی "آتوم استروی اکسپورت" با مشارکت دیگر شرکت روسی به نام "آتوم اورسیز" ( سرمایه گذار و شریک استراتژیک شرکت نخست)، تکنولوژی رآکتورهای هسته ای روسی را به اردن منتقل کنند. باید دانست که اردن یکی از هم پیمانان قدیمی ایالات متحده در خاورمیانه است و بدون چراغ سبز آمریکا، چنین معامله ای را با روسیه انجام نمی‌داد.
- بالا گرفتن بحث در مراکز سیاسی، رسانه‌ای و آکادمیک ایالات متحده در خصوص میزان مفید بودن ادامه معادله " امنیت در مقابل نفت" در کشورهای حوزه خلیج فارس. به این معنا که ایالات متحده بعد از کشف چاه چایل در خاک خود دیگر هیچ تعهدی به حمایت از شیخ‌نشین ها در قبال تسلط بر نفت و گاز و خطوط انتقال انرژی ندارد.
- پیروزی روسیه در تثبیت حکومت بشار اسد در راستای پیروزی در نبرد انرژی ( خطوط گاز) قابل جمع است. در صورتی که اخوانی‌های مورد حمایت قطر در سوریه به پیروزی می‌رسیدند ، منافع اقتصادی روسیه در اروپا به خطر می‌افتاد. اخوانی ها قصد داشتند تا گاز قطر و رژیم صهیونیستی را از طریق سوریه به اروپا انتقال دهند. بازنده این نبرد انرژی، رژیم صهیونیستی است که به تازگی به جرگه کشورهای نفتی پیوسته است. اروپا که از مشکلات عظیم اقتصادی رنج می‌برد، دیگر بازنده این روند است. باید گفت قیمت گاز در کشورهای اروپایی سه برابر قیمت گاز در آمریکاست ضمن آنکه هزینه بسیار زیاد تولید صنعتی در اروپا، رقابت صنعتی کشورهای این قاره با بازارهای جهانی را بسیار سخت کرده است.
بنابر آنچه گفته شد پیروزی روسیه در تثبیت پایه‌های دولت بشار اسد، از طریق انجام سازشی بزرگ، تضمین کننده منافع اقتصادی این کشور در خاورمیانه و اروپا خواهد بود.
بدین شکل " ائتلاف مخالفان" درخواهد یافت که در خارج از این تحرکات بین المللی قرار دارد تحرکاتی که به سمت ایجاد یک معامله بین پوتین و اوباما در جریان است. در حال حاضر بازنده بزرگ عربستان سعودی است. جورج بوش پیشتر تهدید کرده بود که جنگ بر علیه تروریسم به معنای از بین بردن تفکر تکفیری است که در مدارس تأسیس شده سعودی‌ها در گوشه و کنار جهان تدریس می‌شود. امری که به ناچار تقسیم عربستان به چند کشور را در پی خواهد داشت. باید پرسید آیا ممکن است در صورتیکه نظام پادشاهی عربستان بر خلاف منافع آمریکا در خاورمیانه حرکت کند، بار دیگر دولت آمریکا نظریه تجزیه عربستان را در دستور کار خود قرار دهد؟

۱۳۹۲/۸/۱۰

اخبار مرتبط