عطر خوشبوی خدائی بودن

مصطفی علی نیا

اگرچه درد فراق و دوری آن بزرگوار زنده یاد حاج حبیب اله عسگر اولادی بسیار جانسوز و طاقت فرساست ولی از منظری دیگر می توان گفت که از چه سعادتی برخوردار بودیم که در این زمانه و روزگار چنین شخصیتی را دیده و درک نموده ایم.

فردی که با تمام وجود تلاش داشت تا همه مردم و یاران و دوستان را به سمت آرزوهای به حقشان پرواز دهد ، او به معنی واقعی یک انسان کامل بود و بسان شعله شمعی حریم عاشقی دوست را حرمت می گمارد، بی توقع به همه همچون خورشید ، گرمای محبت می تابید و در نهایت تواضع و خشوع و با دریادلی، دریای مواج و خروشان دلهای سرگردان را مرهمی بود. در تمامی رفتارش حدیث عاشقی بود و رضای معشوق و به وقت اوج و پرباری ، سربه زیر فرود می آورد و با مهربانی و شفقت به روی مردمان می خندید ، عیب مردمان می پوشاند و در ستاری اهتمام جدی داشت . در کنار او بودن و او را دیدن و حتی صدای دلنشین او را شنیدن عطر خوشبوی خدائی بودن را می شد احساس نمود .

امید امیدواران بود و در رسیدگی به وضع نیازمندان و محرومان و یتیمان ، واکنش بسیار سریع داشت و در این مهم از هیچ کوششی دریغ نمی ورزید

در طول سالیان در کنار او بودن ، درد یتیمی را فراموش نمودیم و در سایه توجهات آن ابر مرد یگانه ، زندگی ، عطر و بوی دیگری یافت.

او انسانها را سیاه و سفید نمی دید و ایمان داشت که بین رنگ سیاه و سفید میلیون ها بلکه میلیارد ها رنگ وجود دارد و همه را چون دوست ، دوست می داشت و دوست و دشمن از احسان او بهره ها بردند.

او پاک زندگی نمود و به همه نیز این توصیه را داشت . حال با رفتن ایشان ، مسئولیت سنگینی بر دوش همه ماست و آن ادامه راه و منش اوست .

سالها ، خاطرات گهربار در همراهی آن عزیز سفر کرده در این مقال نمی گنجد ، باشد که در آینده ای نزدیک بتوانم گوشه ای را تقدیم نمایم .

گر رود دیده و عقل و خرد و جان ، تو مرو ای به معنی ، همه عشقی و صفا ، جان ، تو مرو

والسلام روحش شاد

*عضو هیات اجرایی حزب موتلفه اسلامی

۱۳۹۲/۹/۲۱

اخبار مرتبط