اشك و آه مادر طبیعت ایران برای محیط زیست

به گزارش نما - روزنامه قانون نوشت: خانم ابتکار فقط مسئول یک سازمان است و سازمان ها هم اختیار مطلق ندارند تا بتوانند کاری انجام دهند. هر سال که می گذرد مشکل آب در ایران بزرگ تر می شود وخدا می داند این مشکل قرار است تا کجا پیش برود.

بند نافش را درست میان جنگل ابر بریده اند. چشم که باز می کند جز درخت و برگ و بار آن چیزی رانمی بیند. کودکی اش سرشار از شیطنت بود؛ اما از 13 سالگی مطالعه را آغاز کرد. پدرش حاکم و مادرش هم باسواد بود. مادرش خدیجه افضل وزیری کتاب ها را برایش شرح می داد. او دختر بی‌بی‌خانم استرآبادی، از زنان پیشگام عصر خود بود.

«مه لقا ملاح» نام زن قهرمان داستان ماست. زنی که حفاظت از محیط زیست کشورش را سرلوحه زندگی اش قرار داد. عشقی که از کودکی در دل او به وجود آمد و با گذشت بیش از 90 سال زندگی نه تنها ذره ای از آن کم نشد بلکه بیشتر هم شده است. او جامعه شناسی خوانده ، آن هم در مقطع دکترا؛ اما عشق به محیط زیست سبب شد تا بعد از تحصیل در خارج به کشورش بازگردد و از همان سال های پیش از انقلاب تمامی هم و غمش را برای نجات زیست بوم کشورش بگذارد.

همین شد که در سال 56 به یک گروه مطالعاتی در سازمان بازرسی کشور پیوست تا به بررسی موضوع آلودگی هوای تهران و تاثیر آن بر زندگی شهروندان بپردازد. در سال 73 با یاری همسرش و چند استاد دانشگاه سازمان غیر دولتی زیست‌محیطی «جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط‌زیست» را بنیان گذاشت و اکنون در چندین استان در حال آموزش زنانی است که به حفظ محیط زیست علاقه مندند. چهارسالی می شود که مه لقا همراه زندگی اش را از دست داده و فرزندانش هم هر کدام استاد دانشگاه شده اند و در کشور دیگری می زیند.

بعد از مرگ همسرش اعلام کرد که با برگزاری هر مراسمی برای عزای او مخالف است و در عوضش درخت کاشت. سال پیش در اثر یک حادثه آسیب جدی دید اما حاضر نشد پزشکان او را جراحی کنند. از آن زمان تاکنون صندلی چرخدار تکیه‌گاهش شده اما گلایه ای ندارد. هرچند او سرشار از امید و مهربانی است اما نگران است. نگران ارومیه، هامون و تالاب هایی که نفس های آخر را می کشند؛ پرندگان مهاجری که دسته دسته شکار می شوند و ذخیره گاه های طبیعی که یکی پس از دیگری به ورطه نابودی کشیده می شوند.

انسان ها به جان محیط زیست افتاده اند

خانه اش ساده و بی آلایش است. پر از گلدان. سبز مثل خودش. دستانش را به هم می ساید و به سختی کنار مبل کوچکش جای می گیرد. می‌گوید: « مادر جان، انسان ها به طور فاجعه باری تبر به دست گرفته و به جان محیط زیست افتاده اند. کمتر کسی متوجه این موضوع است که با نابودی طبیعت خودش هم نابود خواهد شد.اگر می دانستند که زباله شان را از پنجره اتاق شان بیرون نمی انداختند. علم به این موضوع باعث می شد تا با افزایش جمعیت به فکر استفاده بهینه از منابع باشند؛ نه اینکه مجوزهایی صادر کنند که باعث شود محیط زیست نابود شود».

سال ها پیش یکی از دوستانش برایش تعریف کرده که از یک شرکت آلمانی که تجهیزات دست دوم و آلاینده را به ایران می فروخته خواهش کرده است این کار را نکند. اما شركت آلمانی با عصبانیت گفته «شغل ما فروش این تجهیزات است و شما می توانید نخرید.» منظورش را خوب بیان کرد. معتقد است ما می‌توانستیم با کمی مدیریت مانع از ورود وسایل دست دوم کارخانجات کشورهای دیگر بشویم اما نشدیم. می توانستیم مانع از ساخت جاده میان گذر در ارومیه شویم اما نشدیم. می توانستیم مانع از برداشت های غیر مجاز از آب های زیرزمینی شویم اما این کار را هم نکردیم و فقط مصرف کردیم. زباله تولید کردیم و امروز وضعیت کشورمان طوری شده که او سال ها قبل آن را پیش‌بینی کرده بود.

«جاده» ارومیه را نابود کرد

بانوی محیط زیست ایران به یاد روزهایی می افتد که ارومیه پر آب بود و حاشیه ای پر از اتوپلانکتون های زیبا داشت. پرندگان در کنارش لانه می کردند و صدای آوازشان گوش نواز بود. اما دیدن صحنه خالی کردن خاک در کنار دریاچه و ساخت جاده از میان این دریاچه اشکش را درآورده است. همان روز گفته که جاده ارومیه را نابود می‌کند. شعبه ای از جمعیت زنان مبارزمحیط زیست را در ارومیه ایجاد کرده تا به نجات این دریاچه کمک کنند اما گویا گاه به گاه از فعالیت آنان هم جلوگیری شده است. اینكه الان ارومیه کمی پرآب شده نتیجه این است که زنان مبارز دست از تلاش برنداشته و مسئولان را راضی کرده‌اند که سدها را باز کنند و اجازه دهند آب وارد این دریاچه شود.

به گفته بانوی محیط زیست سال ها پیش از انقلاب محققی آلمانی به ایران آورده می شود تا درباره ساخت سدها در کشور تحقیقاتی انجام دهد. او در نتایج بررسی های خود اعلام کرد که کوه‌های ایران رانش دارند و به همین علت نباید سدهای بزرگ در ایران ساخته شود. این رانش و حرکت کوه ها به طور واضح در نقشه های محقق آلمانی نشان داده شده بود؛ اما این تحقیقات هرگز جدی گرفته نشد و دراولین سال های پس از انقلاب ساخت 100 سد بزرگ در کشور آغاز شد. سدهایی مانند گتوند که خوزستان را به نابودی کشاند نتیجه بی توجهی به این تحقیقات است. ملاح رئیس سازمان محیط زیست را باور دارد اما تاکید می کند که خانم ابتکار وزیر نیست. مسئول یک سازمان است. سازمان ها هم اختیار مطلق ندارند تا بتوانند کاری انجام دهند. سازمان حفاظت محیط زیست هم نمی تواند مطلق عمل کند. به همین علت خانم ابتکار هم نمی تواند به صورت مطلق درباره موضوعی تصمیم بگیرد. این است که دیده می شود گاهی سازمان محیط زیست در مقابل انجام پروژه ای نمی تواند مانع شود.

جنگ آب در ایران

دغدغه دیگر مه لقا جنگ بر سر آب است. او می‌گوید که جنگ بر سر آب در ایران آغاز شده است. بسیاری از شهرها را درگیر کرده و خدا می‌داند قرار است تا کجا پیش برود. هر سال که می گذرد این مشکل بزرگ تر می شود و باید توجه داشت وقتی طی 10 سال جمعیت دنیا چندین برابر می شود ظرفیت های محیط زیست هم دیگر پاسخگو نخواهد بود زیرا برای تامین نیازهای این جمعیت استفاده چندین برابری از منابع زیست‌محیطی همچون آب، خاک و غیره در دستور کار قرار می گیرد و به همین علت هرچقدر جلوتر می رویم حال محیط زیست هم بدتر می‌شود.

بانوی محیط زیست ایران معتقد است که زنان نقش بسیار مهمی در حفاظت از طبیعت دارند. او می گوید:« در درجه اول این زنان هستند که باید متوجه اهمیت محیط زیست برای انسان ها باشند. به همین دلیل است که ما بیشترین تمرکز خود را برای آموزش به این قشر از جامعه معطوف داشته‌ایم.ما توانستیم جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست را راه اندازی کنیم و این زنان هم نقش موثری در محیط زیست کشور داشته اند. به عنوان مثال در ارومیه بچه های ما آموزش خانه به خانه محیط زیست به زنان منطقه را انجام دادند و شاهد بودیم که همین زنان بودند که توانستند اقدامات موثری در خصوص حفاظت از دریاچه ارومیه انجام دهند.»

پندهای مادرانه

پاسخش به سوالی درباره اینکه چه توصیه ای برای مدیران کشور دارد نخست « آه» است.بعد از کمی مکث می گوید:« سوال سختی است. هر مدیری اگر به وظایفش عمل کند مشکلات هم حل خواهد شد. اما اکنون فقط باید اشک ریخت. روزگاری سوئد آلوده‌ترین آب ها را داشت اما در عرض چند سال مدیران این کشور توانستند با استفاده از روش هایی کاملا ساده از جمله تاسیس تصفیه خانه فاضلاب آلودگی آب ها را به طور کامل رفع کرده و بیشترین بهره مندی را از این تصفیه خانه داشته باشند. سوئد تمامی برق مصرفی اش را از زباله تولید می کند و هیچ کیسه پلاستیکی راکه مخرب محیط زیست باشد تولید نمی کند. این در حالی است که در کشور ما زباله سوز ساختند تا از آن کمپوست درست کنند؛اما موفق نبودند . بنابراین تاکید می کنم که دولت ها نقش اساسی در نجات طبیعت دارند و این نقش را باید به طرق مختلف ایفا کنند».

راه نجات چیست؟

آموزش از پایین به بالا مهم ترین راهکار پیشنهادی او برای حفاظت از محیط زیست است. به همین علت در سال 62 نامه ای به وزیر آموزش و پرورش نوشته و گفته که ناقوس ها برای محیط زیست به صدا درآمده است و اگر کاری نکنند در آینده شاهد بروز فجایع زیست محیطی در کشور خواهند بود. خطاب به وزیر وقت گفته است شما اکنون بیشترین نیرو را برای حفاظت از محیط زیست دارید. همین معلمان و دانش آموزان خودشان می توانند سربازان محیط زیست باشند.

آقای وزیرهم در پاسخ از او خواسته که معلمان را آموزش دهد. همین شد که توانست طی 4 سال، 560 معلم را از 560 مدرسه آموزش دهد؛ اما به گفته او با رفتن وزیرآموزش و پرورش، اهمیت محیط زیست هم رخت بربست. با این وجود هنوز دیر نشده، هنوز می توان به کودکان آموزش داد؛درس‌هایی از محیط زیست را در کتاب هایشان گنجاند و به آنان گفت که اگر روزی زیست‌بوم‌شان نابود شود دیگر انسان ها هم قادر به زندگی نخواهند بود.

۱۳۹۵/۳/۱۸

اخبار مرتبط