اردوغان با تركیه چه كرد؟ مردم چه می خواهند؟

طی ماه های گذشته سیاست دولت اردوغان در رابطه با سوریه و نیز مساله صلح با گروه شبه نظامی پ.ك.ك و اعمال برخی سیاست ها كه مخالفان آن را تحمیل الگوی اسلامگرایی مورد نظر حزب حاكم ” عدالت و توسعه” بر شیوه زندگی مردم تركیه می خوانند، مورد انتقاد افكار عمومی و احزاب اپوزیسیون تركیه بوده است.

به گزارش نما، امروز مردم استانبول به این نتیجه رسیده است که اکسیژن آزادی این شهر قطع شده و به همین سبب علیه اردوغان قیام کرده اند و فریاد برآوردند که “یک دقیقه… مسئله این است”! که به گفته یکی از تحلیلگران ترکی این فریادی بود که اردوغان در کنفرانس داووس در سال ۲۰۰۹ بر سر شیمون پرز رئیس رژیم صهیونیستی زد.

با قدری تأمل به وقایع اخیر در استانبول و برخی شهرهای ترکیه و همچنین گسترش تظاهرات ضد دولتی در این کشور، باید گفت این تحولات می تواند آبستن اتفاقات مهمی در این کشور باشد.

جریانات مخالف ترکیه اعم از جریانات کردی، جریان صلح و دموکراسی، جمهوری خلق و گرایشات پان ترکسیم و از سویی وجود گروه های وابسته به سلفیون، شرایط کنونی حاکم بر ترکیه را پیچیده تر کرده است به طوری که باید در انتظار فراگیر شدن اعتراضات مردم و گروه ها علیه دولت ترکیه و تغییراتی در شرایط داخلی این کشور باشیم.

باید گفت اتفاقاتی که در ابتدا در بستر اعتراضات میدان تقسیم استانبول و قطع درختان این منطقه شدت گرفت، به عنوان جرقه ای که در ادامه به یک سری مطالبات اجتماعی و عمومی مردم از دولت و ایجاد یک سری تضاد بین مردم و حکومت تبدیل شده، مطرح است. البته بعضی اختلافات داخلی، خصوصیت لجوج بودن مردم ترکیه و همچنین موضع گیری های شخص اردوغان که معترضین را عده ای چپاولگر خوانده است در تشدید صحنه اعتراضات ترکیه بی تاثیر نبوده است.

گفته می شود، تسویه حساب هایی که در سال های اخیر در ترکیه اتفاق افتاد که اخراج عده زیادی از افسران ارتش و تغییرات بنیادی در سازمان اطلاعاتی ترکیه را به همراه داشت، منجر به تضعیف بیش از حد ارتش و نهادهای اطلاعاتی ترکیه شده است که این امر نیز آینده مناقشات این کشور را تحت تاثیر قرار خواهد داد.

همچنین طی دو سال اخیر که اوضاع داخلی سوریه دچار مشکلاتی شده، اسراییل و ترکیه به دلیل هم نظر بودن در ماجراهای سوریه به هم نزدیک و نزدیکتر شدند، به طوری که در خاک ترکیه موشک‌های پاتریوت راه اندازی شد که بسیاری از کارشناسان اعتقاد دارند ناتو برای دفاع از رژیم اشغالگر قدس دست به این اقدام زده است.

از سوی دیگر این گونه برداشت می شود که اسراییل به دلیل از دست دادن حامیان خود پس از بیداری اسلامی مانند مصر، نیاز به یک متحد مسلمان دارد تا بتواند هم به نوعی بر اوضاع سوریه تسلط داشته باشد و هم از اقدامات احتمالی مسلمانان علیه خود بکاهد و نیز در ظاهر ساختاری دموکراتیک‌تر نسبت به متحدان قبلی داشته باشد.

از طرفی ترکیه با توجه به نیازهای اقتصادی، در نظر دارد تا رژیم صهیونیستی گاز استخراج شده‌ی دریای مدیترانه را از مسیر این کشور به اروپا منتقل کند که این امر درآمد هنگفتی را برای ترکیه به همراه خواهد داشت. در واقع دولت اردوغان منافع اقتصادی را بر خواسته‌های ملت مسلمان ترکیه ترجیح داده و پیش بینی می شود روابط اقتصادی و سیاسی خود با رژیم اشغالگر قدس را افزایش دهد، اما بعید است مردم مسلمان ترکیه اجازه دهند دولت اردوغان روابطی به گرمی روابط ترکیه در دهه‌ی ۹۰ با رژیم صهیونیستی برقرار کند.

احتمال فرگیر شدن بحران ترکیه به قدری است که می توان مدل تحولات مصر و میدان التحریر را برای ادامه این بحران قابل تصور دانست. هرچند بهار عربی در امتداد اسلامخواهی ملت ها صورت گرفت و به احتمال نزدیک به یقین باید این اتفاق را مدل بهار عربی به همراه بیداری انسانی اروپایی دانست، چرا که درصد لائیک ترکیه به دنبال بیداری انسانی و تحقق حقوق شهروندی و نیل به موفقیت اقتصادی هستند که این دو اتفاق همزمان در ترکیه رقم خواهد خورد.

در آخر باید گفت با توجه به کمک های تسلیحاتی فراوان غرب و اردوغان به گروههای رادیکال در سوریه، و ناکامی های اخیر آنان در مقابل ارتش سوریه، و نیز ناکامی های ترکیه در مبارزه مسلحانه با گروه شبهه نظامی پ ک ک، محتمل است که گروهای رادیکال با اتحادی که با پ. ک.ک خواهند بست با سرعت زیادی براوضاع ترکیه مسلط شوند.

به این ترتیب با فراگیر شدن بحران، دولت اردوغان مجبور به ایجاد تغییراتی در قانون اساسی خواهد شد و تغییر نظام نخست وزیری به نظام ریاست جمهوری و تسریع این امر در بستر تحولات ترکیه دور از ذهن نخواهد بود.

۱۳۹۲/۴/۸

اخبار مرتبط